سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو
پایگاه اطلاع رسانی تستهای غربالگری پیش از زایمان (سلامت جنین) و نوزادان
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 13 آذر ماه سال 1386
آفاق
 نشست‌های جامعه شناسی علم و معرفت
از سوی انجمن جامعه‏شناسی ایران برنامه نشست‌ها و سخنرانی‌های علمی‌گروه جامعه‏شناسی علم و معرفت اعلام شد. نشست «چشم‌انداز و سنجش و ارزشیابی آموزشی» با سخنرانی محقق معین در روز دوشنبه 19 آذر ماه از ساعت 17-15 در محل انجمن جامعه‌شناسی ایران برگزار می‌شود.
نشست «کنش ارتباطی برای توسعه‌ سیاستگذاری علم و فناوری» با حضور دکتر مقصود فراستخواه و اسماعیل خلیلی در روز دوشنبه 10 دی‌ماه از ساعت 12-9 در محل مرکز تحقیقات سیاست علمی‌کشور، نشست «بررسی و نقد رویکردهای جامعه‌شناختی در آینده‌اندیشی» با سخنرانی دکتر علی پایا،‌ دکتر قانعی‌راد در روز یکشنبه 16 دی ماه از ساعت 18-16 در محل انجمن جامعه‌شناسی ایران، نشست «منطق سیاسی و اجتماعی علم» با سخنرانی دکتر نعمت‌الله فاضلی در روز چهارشنبه 12 دی‌ماه از ساعت ساعت 18-16 در محل انجمن جامعه‌شناسی ایران برگزار می‌شود.
نشست «همترازخوانی در مجلات علمی» با سخنرانی آیت‌الله میرزایی در روز دوشنبه 17 دی‌ماه 1386 ساعت 12-10 در مرکز تحقیقات سیاست علمی‌کشور؛ نشست «مسائل اجتماعی علم در ایران (با تأکید بر رویکرد سازه‌گرایی)» با حضور دکتر سعید معیدفر و دکتر سید یعقوب موسوی در روز دوشنبه 24 دی‌ماه ساعت 12-9 در محل مرکز تحقیقات سیاست علمی‌کشور، نشست «انطباق سیاستگذاری علم و فناوری با نیازهای ملی» با سخنرانی دکتر علی پایا و دکتر نوروزی، دکتر وصالی، دکتر قانعی‌راد، دکتر طباطباییان در روز دوشنبه 1 بهمن ماه ساعت 12-9 در محل مرکز تحقیقات سیاست علمی‌کشور برگزار می‌شود.
«نقش زمینه‌های اجتماعی در توسعه علمی» با حضور دکتر فرشاد مؤمنی، دکتر ایمانی، دکتر سید یعقوب موسوی، دکتر عبداللهیان، دکتر ذاکرصالحی، دکتر شجاعی‌زند در روز یکشنبه 7 بهمن ‌ماه از ساعت 19-16 در محل انجمن جامعه‌شناسی ایران و سرانجام نشست «جامعه‌شناسی معرفت» با سخنرانی دکتر منوچهر آشتیانی در محل انجمن جامعه‌شناسی ایران برگزار می‌شود.

ترویج اسلام هراسی رسانه‌ای
کنگره اسلامی کانادا دو دادخواست علیه نشریه «مکلین» و سردبیر آن به علت انتشار مقاله‌ای درباره اسلام و مسلمانان که به شکل‌گیری احساسات انزجار و نفرت میان جامعه غیر مسلمان منتهی می‌شود ارائه کرده است.
به گزارش مهر به نقل از پایگاه اینترنتی کنگره اسلامی کانادا، نشریه «مکلین» در شماره 23 اکتبر 2006 خود مقاله‌ای را باعنوان «آمریکا تنها: پایان دنیایی که می‌شناسیم» منتشر کرده است. این دادخواست‌ها به کمیسیون حقوق بشر بریتیش کلمبیا و اونتاریو برپایه ترویج انزجار و اهانت به مسلمانان کانادایی ارائه شده است.
براساس بیانیه مطبوعاتی کنگره اسلامی کانادا مارک استنز احساسات اسلام‌هراسانه را میان جامعه غیرمسلمان کانادا تقویت می‌کند. فیصل جوزف، مشاور حقوقی این کنگره گفت: در کانادا 750 هزار مسلمان مطیع قانون زندگی می‌کنند، زمانی که این مقاله را مطالعه می‌کنید به نظر می‌رسد که جهان اسلام جهان غیر اسلام را تهدید می‌کند.
سخنگوی نشریه «مکلین» در پاسخ اظهار داشت: مارک استین روزنامه نگاری مجرب و با فکر است و این تفسیر مهمی از اوضاع سیاسی جهان بود که به هیچ وجه اسلام‌هراسانه تلقی نمی‌شود و «مکلین» اطمینان دارد که کمیسیون حقوق بشر علیه آن رأی نمی‌دهد.

کتاب «ذهن بدن»
کتاب «ذهن بدن: تجربه ساختار عصبی» تألیف دان.ام.تاکر از سوی انتشارات دانشگاه آکسفورد منتشر شده است. پرسش محوری این کتاب آن است که مغز چگونه تغییر می‌کند و آیا این تغییرات ما را به معارف بهتری رهنمون می‌سازد یا نه؟ برای جواب به این پرسش مؤلف کتاب «ذهن مغز» معتقد است باید تعامل‌های ساختارهای مغز را دریافت. تاکر که از معروفترین متخصصان فرآیندهای اطلاعاتی موجودات زنده است توضیح می‌دهد که چگونه مغز ما چیزی شده است که هم‌اکنون هست و در صدد بر می‌آید تا آینده آن را هم پیش‌بینی کند. تاکر استاد روانشناسی در دانشگاه اورگون است و به مکانیسم‌های خود تنظیمی انسانی علاقه‌مند است.
سه شنبه 13 آذر ماه سال 1386
گفتمان فلسفی در قرون وسطی

مهدی امین رضوی : امکان گفت‌وگوی واقعی میان مسلمان و مسیحی را باید مورد تأمل و پرسش قرار داد.

پرسش مطلب حاضر بر این اساس است که آیا جهان اسلام می‌تواند با غرب سکولار وارد گفت‌وگو شود؟ چرا که هر گونه گفت‌وگو نیازمند یک زبان مشترک و نگاه جهانی مشترک، و یک تعداد توافق‌های ریشه‌ای روی اصول بنیانی‌ای که جهان‌بینی بر آنها استوار شده است. مولف نگران است که دیگر چنین زبان مشترکی میان دنیای اسلام و جهان غرب وجود نداشته باشد.
***
بر این باورم که شرط ضروری برای گفت‌وگوی معنادار میان اسلام سنتی و غرب سکولار وجود ندارد. بنابراین هیچ نوع تلاشی برای انجام آن در این برهه‌ زمانی به موفقیت نمی‌رسد و یا به یک بررسی بسیار سطحی و صوری از داشته‌های ما، مثل ده فرمان، محدود می‌شود. برای روشن شدن مساله، ابتدا می‌خواهم یک نمونه از گفت‌وگوی موفق میان مسلمانان و مسیحیان که مبتنی بوده است بر گفت‌وگوی فلسفی سده‌های میانه بین فلاسفه مسلمان و مسیحی ارائه کنم. سپس نتایج به دست آمده از این نمونه را روی تلاش‌های معاصر برای چنین گفت‌وگوهای جهانی‌ای به کار می‌بندم. هر دانشجوی فلسفه سده‌های میانه می‌تواند دو دوره زمانی متمایز را در تاریخ فلسفه سده‌های میانه ببیند که هر کدام دارای مشخصه‌های متفاوتی هستند، اینجا از این دو دوره با عنوان پیشین و پسین یاد می‌کنیم.
دوره پیشین متعلق بود به آباء کلیسا که چارچوب‌های فلسفی و کلامی مسیحیت را پایه‌گذاری کردند. هر یک از نوشته‌های فلسفی شخصیت‌هایی از قبیل آگوستین، بوئتیوس، جان سکوتس، قدیس آنسلم، پیتر آبیلارد و عده‌ای دیگر، پاسخگوی پرسش‌های ویژه‌ای بودند که از ذاتی اندیشمند برآمده باشد.
البته فلسفه یونان و طرفدارانش در عالم مسیحیت در آنجا و آن زمان حضور داشتند، اما فیلسوفان مسیحی، همان‌طوری‌که کارشان نشان می‌دهد، صرفاً مفاهیم خاصی از فیلسوفان یونانی فراگرفته بودند آن‌هم به منظور ارائه یک دفاع عقلانی از دین.
فلسفه مسیحی پیشین، که تنها متأثر از فلسفه یونانی بوده، با مقولات خاصی سروکار داشته و همه تلاشش این بوده تا برای پرسش‌هایی که دنیای مسیحیت با آن روبه‌رو بوده، راه‌حل‌هایی بیابد.
از این منظر، دو تمدن یونانی و مسیحی وارد یک گفت‌وگویی شده بودند که شدیداً برای غنای اندیشه عقلانی مسیحی سودمند بوده است.
در سمت اسلامی، فیلسوفان مسلمانی از قبیل کندی و فارابی هم همان الگو را دنبال کردند، یعنی عقاید یا نظریات آنها، علایق‌شان و شروح و تفاسیرشان پاسخی بود به فیلسوفان یونانی، مخصوصاً به افلاطون و ارسطو.
هنگامی‌که فلسفه اسلامی دوران نخست را می‌خوانیم، به‌وضوح درک می‌کنیم که آن هم (مثل فلسفه پیشین مسیحی) تنها مجذوب فیلسوفان یونانی بوده است و علایق و دغدغه‌های محوری اینها، دقیقاً علایق و دغدغه‌های محوری فیلسوفان مسلمان شده است.
می‌بینیم که در سطح فلسفی دقیقاً همان نوع از گفت‌وگو میان مسلمانان و یونانیان هم شکل گرفت، چرا که مسلمانان هم نیاز داشتند تا روش استدلالی فیلسوفان یونانی را، برای دفاع عقلانی از اعتقادات مذهبی خود، بیاموزند. دو فرهنگی که عمیقاً با یکدیگر اختلاف داشتند، گفت‌وگو برای هر دویشان ضروری و سودمند بود. ضروری بود چرا که دورنمای یکی از فرهنگ‌ها (فرهنگ یونانی) جذاب و انگیزاننده بود، و سودمند بود چرا که از طریق همین گفت‌وگو بود که فیلسوفان مسلمان توانستند جهان‌نگری یونانی را اقتباس کنند و در گستره دین اسلامی آن را بازخوانی کرده و تفسیر تازه‌ای از آن ارائه کنند.
از نمونه‌های این گفت‌وگو می‌توان به شخصیت‌هایی چون فارابی، ابن سینا، غزالی و سهروردی اشاره کرد که هر یک از راهی متفاوت به مبارزه یا چالش با یونان درگیر شدند. فارابی، بنیانگذار منطق در سنت فلسفه اسلامی، از یک سو استاد و شارح منطق ارسطو بود و از دیگر سو ایده‌ها و طرح‌های نو-افلاطونی و مفهوم مثل افلاطون را پذیرفته بود. این مساله به او اجازه می‌داد که سنت فلسفی یونانی را جذب کرده و آن را اسلامی هم بکند.
ابن‌سینا، به شیوه‌ای کاملاً مؤثر، مثل فارابی، ایده‌ها و اندیشه‌های افلاطون، ارسطو، و
نوافلاطونیان، را در یک پارادایم یکپارچه و منسجم تدوین کرد. این انسجام، استحکام و ژرفای رویارویی و اشتغال ابن‌سینا با فلسفه یونان چنان بود که کار او نقطه عطفی در تاریخ فلسفه اسلامی به حساب می‌آید.
بعد از ابن‌سینا، فیلسوف اسلامی‌ای که گفت‌وگویی جهانی میان سنت اندیشه‌ای اسلامی و سنت‌های دیگر همچون سنت زرتشتی،
نوافلاطونی، یونانی و فیثاغورسی، ترتیب داد کسی نبود جز شیخ شهاب‌الدین سهروردی. سهروردی برای اثبات کردن اینکه بُعد یا جنبه درونی همه ادیان شناخته شده الهی، تقدیس و تجلی خداوند است، عناصر متنوعی از سنت‌های نامبرده در بالا را با هم درآمیخت: او منطق ارسطویی، نظریه مُثُل افلاطونی، عناصری از اندیشه‌های فیثاغورسی، میراث هستی‌شناسانه ابن‌سینا، و عناصر فراوان دیگری را از سنت‌های دیگر اقتباس کرد. ترکیب یا در هم آمیختن عناصر فلسفی و عرفانی گسترده‌ سهروردی در صورت‌بندی پارادایم فلسفی جدیدی که هم عمیقاً اسلامی است و سرشتی جهانی دارد، به بار نشست. آنچه که به او اجازه داد تا از مفاهیم فلسفی سنت‌های دیگر اقتباس کرده و آنها را در هم ادغام کند، این بود که سهروردی با پیام این مکتب‌های فکری و سنت‌های دینی آشنایی کامل و ژرفی داشت.
منبع: http://www.islamonline.net
* استاد فلسفه و دین کالج واشنگتن

سه شنبه 13 آذر ماه سال 1386
نصیرالدین طوسی ونجات تفکر از جدل

 

منوچهر دین پرست : در قرن هفتم، فلسفه مشایی بار دیگر به‌دست نصیرالدین طوسی احیا شد.


وی که بعد از ابن‌سینا بزرگ‌ترین دانشمند و فیلسوف ایرانی محسوب می‌شود یکی از نوابغ بزرگ این سرزمین به شمار می‌رود. در بخش نخست این مصاحبه دکتر دینانی به پیش‌زمینه‌های گفت‌وگو و مقومات آن اشاره کرد. در این بخش وی با اشاره به این نکته که نصیرالدین فیلسوف گفت‌وگوست و اهل مناظره و مجادله نیست و با دیگران مناظره و مجادله نکرده است، به تبیین دیدگاه‌های گفت‌وگو محورانه این فیلسوف ایرانی می‌پردازد.

شما در نصیرالدین طوسی چه دیدید که اسم او را فیلسوف گفت‌وگو نامیدید؟
همین را که خواجه مناظره نمی‌کند، فیلسوف است و متکلم نیست. هر متکلمی مبنایش مسلمات و عقاید از پیش پذیرفته شده است زیرا او می‌خواهد حرف خود را به هر قیمتی اثبات کند، این کاری است که خواجه نمی‌کند، او نمی‌خواهد مناظره و جدل کند. او با برهان عقلی و بر اساس موازین عقلی گفت‌وگو می‌کند. وقتی خرد میزان شد، این گفت‌وگو، عقلی است. خواجه فیلسوف گفت‌وگوست، اهل مناظره و مجادله نیست و با دیگران مناظره و مجادله نکرده است.
قبل از خواجه هم هست؟
هر فیلسوفی اهل گفت‌وگوست. هدف من در این کتاب این بوده است که خواجه بیش از یک متکلم است و نباید او را یک متکلم شناخت، خواجه فیلسوف است و سخنانش هم گفت‌وگوی فیلسوفانه است. او حتی در کتاب تجرید الاعتقاد هم که کلامی است، بر اساس برهان سخن گفته است و جدل و مناظره نکرده است. ضمن آنکه خواجه در ظاهر هم این گفت‌وگوها را نشان داده است و آثارش را به شیوه گفت‌وگویی نوشته است و مبنای گفت‌وگوهایش هم عقل است، من جدل در کلام خواجه نمی‌یابم.
آیا خواجه با فقهای زمانه خودش و یا صاحبان ادیان دیگر هم گفت‌وگو کرده است؟
او فقه می‌دانسته و بر ادیان هم تسلط داشته است اما من ندیده‌ام و گفت‌وگوهایی که از او موجود است، صبغه فلسفی دارد.
گفت‌وگو را می‌توانیم گونه‌ای رقابت تلقی کنیم. این رقابت معانی متفاوتی دارد. گاهی فرد استدلال‌های قوی‌تری دارد و انسان مجبور است که آُن را بپذیرید. آیا خواجه هم در گفت‌وگوهایش شده که عقب‌نشینی کند؟
گفت‌وگوی فیلسوفان رقابت نیست، تفاهم است. آنها که از ابتدا بخواهی خصم را متقاعد کنی، گونه‌ای مناظره و مجادله است. گفت‌وگو گشودن افق است. طرف گفت‌وگو هم اگر منعطف باشد و افقش را بگشاید، امکان گفت‌وگو هست، وگرنه قطع می‌شود و تبدیل به وراجی و حرف بیهوده می‌شود. گفت‌وگو گشودن افق است، یعنی بازبودن به‌روی غیر اما اگر گوینده نخواهد بشنود یا شنونده، این تبدیل به وراجی می‌شود.
غیر را به مثابه خود در نظر بگیریم؟
غیر، غیر است. بلکه شما هم باید به مثابه غیر گشوده باشی و اگر گشوده باشی می‌توانی گفت‌وگو کنی و اگر این گشودگی نباشد، وراجی می‌شود. در حالی که گفت‌وگوی واقعی با گشودن واقعی به تعالی منجر می‌شود.
تا چه اندازه خواجه به اشتباهات خود پی برده و پذیرفته است؟
بله، قبول هم کرده است.
در دنیای مدرن گفت‌وگوهایی در مورد مسائل گوناگون، حتی متن مقدس طرح می‌شود که به نتایج متفاوتی منجر می‌شود، آیا در گفت‌وگوی فیلسوفان اسلامی نیز چنین گفت‌وگوهایی می‌تواند طرح شود؟
فیلسوف اسلامی اگر اهل گفت‌وگو نباشد، فیلسوف نیست. این بستگی دارد که با چه کسی گفت‌وگو کنید، اگر شما با کسی گفت‌وگو کنید که گشوده باشد، می‌توانید با او گفت‌وگو کنید. این گفت‌وگو در هر زمینه‌ای می‌تواند باشد.
در هر زمینه‌ای؟
بله، معیار عقلانی‌بودن آن است، اگر عقل نباشد، گفت‌وگو جدل می‌شود.
در برخی موارد، معیار نقل است.
اشکال ندارد، نقل می‌تواند عقلانی باشد، عقل که نقل را رد نمی‌کند، بلکه آن را تایید می‌کند. خود عقل گاهی می‌گوید که این نقل است و باید آن را گشود. در هر صورت اگر افق طرفین گشوده نباشد، این جدل، مناظره است و به نتیجه‌ای هم نمی‌رسد. گفت‌وگو جایی است که گشودگی افق باشد و به تعالی و پیشرفت منجر شود و پیشرفت صرف پیشرفت افقی نیست، بلکه عمودی است، یعنی حقیقت کشف شود. بدون کشف حقیقت که تعالی نیست. تعالی یعنی کشف حقیقت تازه، یعنی قدم به جلو بگذاریم و کشف کنیم و این تنها در صورتی است که افق‌ها باز باشد. در مناظره و مجادله کشف نیست، چون افق‌ها بسته است. خواجه اهل گفت‌وگوی عقلانی بوده است و فیلسوفان اسلامی ما همه این‌طور بوده‌اند اما این امر بیشتر در خواجه ظاهر بوده است.
وقتی سخن از شرایط، مقومات و غایت گفت‌وگو می‌کنیم، آن را به معنای کشف حقیقت مراد می‌کنیم. شما این گفت‌وگو را ویژگی همه فیلسوفان مسلمان می‌دانید که در خواجه بیش از همه نمود دارد، آیا پس از خواجه هم این سنت تداوم می‌یابد؟
البته گفت‌وگو بوده اما کمرنگ شده است، یعنی وقتی جدل و مناظره رواج یافت، تعصب انسان را کور و کر کرده است و گفت‌وگو رنگ می‌بازد. البته بعد از خواجه هم ادامه یافته است و خواجه به تعبیری گشاینده راه است، می‌دانیم که او پس از حمله مغول می‌زیست و پس از ویرانی هایی که ایشان وارد آوردند و یا حملات سختی که غزالی به فلسفه وارد آورد، گفت‌وگوی فلسفی کمرنگ شد. می‌دانیم که تهافت‌الفلاسفه با همه اهمیتی که دارد ریشه فلسفه را در جهان اسلام خشکاند، او در 3 مساله فیلسوفان را تکفیر و در 17 مساله تفسیق کرد و به دلیل نفوذ معنوی بالایی که در جهان اسلام داشت، فکر فلسفی را از صحنه بیرون کرد. حدود یک قرن و نیم بعد از غزالی، ابن رشد اندلسی کتابی به نام
تهافت التهافت در رد غزالی نوشت که در دفاع از فلاسفه بود اما دفاع او تقریبا مذبوحانه بود، زیرا دفاع از ارسطو بود، گرچه به ظاهر می‌گوید که از فلاسفه دفاع می‌کنم اما در بسیاری از موارد با امام محمد غزالی علیه ابن‌سینا هم رای است.بدون اینکه قصد تنقیص کار ابن رشد را داشته باشم اما کار خواجه مهم‌تر بود. ابن‌رشد در قرن ششم بود و خواجه در قرن هفتم و پس از ویرانی‌های مغول. خواجه در کاری که نوشت، در واقع قصد دفاع از فلسفه را داشت. او در برابر امام فخر رازی ایستاد که ضربه‌هایش کمتر از ضربه‌های غزالی نبود. ابن رشد از شخص ارسطو دفاع کرد اما خواجه نصیر از فلسفه دفاع کرد، حتی در مقدمه می‌گوید که قصد دفاع از ابن‌سینا ندارد و انصافا دفاع جانانه کرد و فلسفه را از مرگ قطعی نجات داد. او حتی کلام را از حالت جدلی نجات داد چون کلام داشت به سمت جدلی شدن و الزام خصم و... اینها پیش می‌رفت و خواجه ناچار بود که به کلام بپردازد. مشکل فلاسفه اسلامی این بود که اگر کلام نمی‌گفتند، نمی‌توانستند مستقیم به فلسفه بپردازند. جهان اسلام به‌گونه‌ای بود که مدخل ورود به فلسفه علم کلام بود.
پس آیا می‌شود گفت که خواجه نصیر، کلام را فلسفی کرد؟
بله، همین کار را کرد، چاره‌ای جز این نداشت. فیلسوف اسلامی اگر از کلام وارد نشود، نمی‌تواند به فلسفه وارد شود.
در یکی از بخش‌های کتاب یعنی چیستی فکر و نظر به مقوله آزادی پرداختید، خواجه در این مقوله چه دید که آن را به صورت یک محور طرح کرد؟
آزادی یعنی جوهر تفکر. یعنی آزادی جایی که تفکر نباشد نیست. اصلا آزادی یعنی تفکر.
و تفکر جوهر گفت‌وگوست؟
بله، وقتی تفکر نباشد گفت‌وگو نداریم. تفکر اساس گفت‌وگوست و خواجه همین کار را می‌کند. او تفکر را از جدلی شدن نجات شد اما چرا به کلام پرداخت، چون در جهان اسلامی بدون ورود از مدخل کلام نمی‌توانید به فلسفه وارد شوید. لذا صورت کتاب خواجه کلام است اما روش آن کلامی نیست، روش مسلمات عندالخصم نیست، بلکه برهان عقلی است و کلام را فلسفی کرد و کار عظیم خواجه همین است، یعنی علم کلام را از حالت جدل نجات داد و به ساحت تفکر برهانی وارد کرد و در تفکر است که آزادی است و این بزرگ‌ترین خدمتی است که خواجه به معنویت، به تفکر و فرهنگ عقلی اسلامی کرد و بعد از خواجه است که این چراغ که اولا به دلیل ضربه‌های غزالی و ثانیا به‌دلیل ضربه‌های ویرانگر قوم مغول رو به خاموشی می‌رفت، دوباره روشن شد، خواجه تفکر را آزاد کرد، جدل را به سویی نهاد و کتاب نوشت. همه آثار خواجه برهانی است. او با دشمنان فلسفه گفت‌وگوی برهانی کرد و این چراغ تا به امروز روشن است، خوشبختانه، البته ممکن است که در برخی ادوار تاریخی این چراغ ضعیف شده باشد اما به دلیل شرایط سهمناک تاریخی گاهی ضعیف شده اما روشن مانده است و ما خوشبختانه وارث افکار فلسفی هستیم. بعد از خواجه حوزه شیراز را داریم، تلالو دارد، رو به ضعف می‌رود، باز در حوزه اصفهان این اتفاق می‌افتد و...
بعد حوزه تهران؟
بله، حوزه تهران که تا به امروز تداوم دارد و خوشبختانه خاموش نشده است، البته نور آن به اندازه کافی نیست و ما باید آن را روشن کنیم، با تفکر آَزاد، با گفت‌وگوی فلسفی. یعنی گفت‌وگوی فلسفی خواجه را به همان سبک او یعنی با افق باز و آزادی تفکر و برهان ادامه دهیم. باید برای گفت‌وگو باب برهان بگشاییم و راه خواجه را ادامه دهیم.
یک سوال هم از خود شما به‌عنوان محور گفت‌وگو. آیا خود شما در این سیر فلسفی از زمان خواجه تا بعد از آن یعنی حوزه شیراز و حوزه اصفهان و حوزه تهران، می‌توانید تداوم‌دهنده این سنت باشید. شما استادان بزرگی از حوزه تهران چون علامه طباطبایی را درک کرده‌اید. شما در تداوم این سنت، تا چه اندازه خودتان را اهل گفت‌وگو می‌دانید؟
من می‌نویسم که اهل گفت‌وگو باشم، با افراد مختلفی که کار می‌کنم سعی می‌کنم این ویژگی را داشته باشم و امیدوارم گفت‌وگوی فلسفی و فکری در جامعه ما رواج یابد تا جامعه ما تعالی یابد. اگر افق‌ها بسته باشد و باز نباشد، فاجعه آمیز خواهد بود.
آیا از این گفت‌وگو می‌توان نتیجه گرفت که برخلاف نگاه برخی گفت‌وگوی فلسفی امری صرفا مدرن نیست و در سنت فلسفی ما وجود داشته و تا به امروز ادامه داشته است؟
بله، گفت‌وگو از زمانی که تفکر آغاز شده است، وجود داشته و سقراط هم فیلسوف گفت‌وگو بوده و پیش از او هم فیلسوفان اهل گفت‌وگو بوده‌اند. فیلسوفان ما هم از فارابی و سقراط تا خواجه و پس از او فیلسوفان اهل گفت‌وگو بوده‌اند و آنجایی که گفت‌وگو نباشد، تفکر و اندیشه مرده است و آنجا که اندیشه مرده است، فرهنگی به‌جای نمی‌ماند. قطعا گفت‌وگو بوده است و تفکر بوده است، وگرنه فرهنگ اسلام اینچنین شکوفا نمی‌شد. شکوفایی فرهنگ اسلامی مربوط به این است که باب گفت‌وگو باز و مفتوح بوده است و امیدواریم که این انفتاح باب ادامه یابد.

سه شنبه 13 آذر ماه سال 1386
بزرگان ایران
فردوسی : حکیم فرزانه ابوالقاسم حسن ابن اسحق . از وی به نام خداوندگار تاریخ و فرهنگ ایرانشهر یاد میکنند . شاعر نامی ایران که ایران را پس از 200 سال از دست زبان اعراب نجات داد و دوباره زبان پارسی را که از ریشه پهلوی و دری گرفته شده است را به کشور هدیه کرد . او در سال 329 در قریه باژ از توابع طوس پا به حیات گذاشت و مدت 35 سال از عمر خود صرف جمع آوری تاریخ ایران به صورت نظم و شعر کرد که منبع گردآوری او از کتاب خدای نامه شاهنشاهی ساسانیان بود . اما حاکم وقت سلطان محمود غزنوی رنج او را ضایع کرد و او را آزرده و رنجیده خاطر نمود . او یکی از سه اثر بزرگ و شاهکار ادبی جهان را بوجود آورد که هم اکنون کشورهای مختلفی یادواره او را گرامی میدارند و او در نهایت اندوه در سال 411 هجری در طوس درگذشت . که بدلیل سروده های جنجالی او علیه اعراب و نکوهش چنیدن باره آنان - مسلمانان بر جشدش نماز نگذاشتند و وی را در گورستان مسلمان خاک نکردند ولی او در تاریخ جاوید ماند .

دیاکو : دیاکو بنیانگذار ایران و نخستین پادشاه سرزمین ماست دولت ماد یکی از سه تیره آریایی ( ماد، پارس و پارت ) فلات ایران است در سال ۱۳۳۲ پیش از تاریخ خورشیدی بود . مردم ایران او را به پادشاهی برگزیدند. شاهنشاه دیاکو  همدان ( هگمتانه‌ ) را به پایتختی خود برگزید و در آن بر روی تپه‌ای، هفت دژ تو در تو ساخت و هر یک را به رنگ ویژه‌ای در آورد.دیاکو ۵۳ سال بر ایران فرمانروایی کرد او توانست اتحادی تاریخی بین تیره های مختلف نژاد آریایی ایجاد نماید .
دیاکو ابتدا توانست 7 طایفه قوم ماد را با هم متحد کند ، وی سپس به عنوان رهبر و قاضی آن 7 طایفه انتخاب شد که این مساله در سال 701 قبل از میلاد مسیح اتفاق افتاد. پس از 7 سال رهبری در بین این 7 طایفه، وی از طرف مادها ، پارسها و پارتها به عنوان پادشاه ایران انتخاب شد و تا سال 656 قبل از میلاد مسیح حکومت کرد.  ماجراهای به قدرت رسیدن دیاکو در کتاب تاریخ هرودوت آمده است. دیاکو  پسر  کیاکسار (کسی که می‌تواند خوب نشانه‌گیری کند) و  کیاکسار  نام  پدرش دیاکو را بر فرزند گذاشته بود  .
فرهاد پسر دیاکو و دومین پادشاه ایران بود و بین سالهای 665 قبل از میلاد  تا 633 قبل از میلاد  حکومت کرد. مانند پدرش ، فرهاد هم جنگ بر علیه آشوریان را آغاز کرد اما متاسفانه شکست خورد ، به دست آشور بنی پال افتاد و به دست او کشته شد. جانشین فرهاد ، کیاکسار  نام داشت او ارتش ماد را تجدید سازمان و نوسازی کرد و با نَبوپَلَّسَر شاه بابل متحد شد. برای استوارسازی این اتحاد، دختر کیاکسار به نام امتیس به همسری پسر نبوپلسر یعنی بخت‌النصر دوم درآمد. امتیس از زندگی در جلگه میان‌رودان دلگیر شد و برای کوه‌های بلند همدان و ایران دلتنگی بسیار کرد. از این رو بُخت‌النصر دوم به عنوان هدیه برای همسرش دستور ساختن باغ‌های معلق بابل را داد تا بلندای دیوارهای آن برای امتیس حکم کوهساران را داشته باشد.
کیاکسار در جوانی، شکست پدرش، فرهاد را در برابر آشوری ها دیده بود و از آن درس عبرتی آموخته بود. او فهمید که برای مقابله در برابر آشوریان، می بایست نیروی نظامی مجهزی تشکیل دهد. زیرا سربازانی که رؤسای زمین دار جمع آوری می کنند، هرگز از عهده ی سپاه منظم بر نمی آیند. از این رو، بر آن شد که سپاهی رزمی، مانند آشور، بنا کند. این نیرو، مجهز به تیر و کمان و شمشیر و سواره نظام ماهر بود.
کیاکسار با این نیروی نظامی، به سوی نینوا حرکت کرده، آن شهر را محاصره کرد. اما پس از مدتی، به او خبر رسید که سکاها، به ایران هجوم آورده اند. او دست از محاصره برداشت و به مقابله با آنان شتافت. کیاکسار ، در شمال دریاچه ی ارومیه، نبردی سخت با آنان کرد و از آنان شکست خورد. سکاها، 28 سال بر سرزمین ماد تسلط یافتند و کیاکسار، در این مدت، مطیع آنان بود. سکاها، شهر سقز  را بنا کردند و آن شهر را پایتخت خود قرار دادند.
با گذشت زمان ، کیاکسار ، تصمیم به بیرون راندن سکاها گرفت. او، فرمانده ی سکاها و سردارانش را به یک میهمانی دعوت کرد و همه ی آنان را یکجا مسموم کرد. سپس، لشکریان سکاها را از سرزمین ایران بیرون راند.
چون از این جهت، آسودگی خاطر فراهم شد، کیاکسار برای بار دوم، تصمیم به نابودی آشوریان گرفت. او و نبوپلسر توانستند با همیاری، امپراتوری آشور را درهم‌شکسته و پایتخت آن یعنی شهر نینوا را در ۶۱۲ پ.م فتح کنند. ساراگوس، چون در برابر ایرانیان و آشوریان، تاب مقاومت نیاورد، خود و خانواده اش را در آتش، سوزاند. سپس، شهر نینوا، با خاک یکسان شد و دنیا از جنایات دولت ستمگر آشور، رهایی یافت.
 پس از این پیروزی ، ایرانیها میان رودان ( بین النهرین)  ، ارمنستان و بخشهایی از آسیای صغیر و بخش شرقی رود قزل ایرماق را نیز ضمیمه امپراطوری خود کردند. در این شرایط رود قزل ایرماق به عنوان مرز بین امپراطوری قدرتمند ایران و سرزمین لیدیه شد. جنگ معروف بین ایرانی ها و لیدی ها که با نام جنگ قزل ایرماق معروف است ، در 28 ماه می 585 قبل از میلاد مسیح ، به دلیل کسوف ناگهانی پایان یافت.
کیاکسار پس از این که جنگ با پیروزی پسرش ، آستیاگ  به پایان رسید از دنیا رفت. آستیاگ مرزهای ایران را تا اروپا گسترش داد او پدربزرگ مادری کوروش بزرگ  بود.


عمر خیام : فیلسوف - منجم - ریاضیدان و اندیشمند ایران زمین . که نه تنها ایران را دگرگون نمود بلکه تاثیری ژرف در جهان از خود برجای گذاشت . هم اکنون تندیس این بزرگ مرد در دانشگاه فلورنس ایتالیا نصب است و فلسفه و خصوصیات او تدریس میشود . او در زمان جلال الدین ملکشاه سلجوقی زیست کرد و از قوانین اعراب بیابانگرد که سایه در کشورمتمدن ما گسترانیده بود به تنگ آمده بود و رباعیات بسیاری در شکایت از آنان به روشنی گفت

ابوریحان محود بن احمد بیرونی : ( 440-363 هجری)(1048-973 م) ایرانی نژاد زاده خوارزم، ریاضیدان،زمین شناس، جغرافی دان،جهانگرد، فیلسوف،و نظریه پرداز در علوم طبیعی ودانشمند علوم تجربی . یکی از برجسته ترین دانشمندان ایران که به هویت ملی کشورش بسیار پایبند بود . کتاب آثارالباقیه بیرونی یکی از برجسته ترین اسناد تاریخی ایران باستان است

ابوبکر زکریای رازی : ( مرگ در 924- 923 م / 312 - 311 ه ) فیزیک دان ، شیمی دان و پزشک و مهندس و فیلسوف - کاشف الکل . پزشک نامدار و دانشمند ایرانی که در شهر ری در نزدیک تهران به دنیا آمد.در جوانی سفری به بغداد داشت که در آنجا علم کیمیا را آموخت و به واسطه آسیبی که به چشمانش وارد شد به فرا گرفتن علم طب پرداخت و در این علم آنچنان پیشرفت کرد که اداره بیمارستان بغداد را به او سپردند همچنین زمانی که به ری بازگشت از طرف منصور بن اسحق حاکم ری سرپرست بیمارستان ری شد.از مهمترین آثار او در طب کتاب(الحاوی)است که یکی از کتاب های اصلی درز زمینه طب به شمار می رفته این کتاب را رازی در ابتدا بصورت پراکنده گردآوردی کرده بود که پس از مرگ وی به دستور ابن عمید کتاب را از یادداشتها استنساخ نمودند.از آثار طبی دیگرش میتوان به کتاب (الطب الملوکی)و کتاب(طب منصوری)نام برد.کتاب طب منصوری به نام منصوربن اسحق تالیف شده است.یکی دیگر از آثار او کتاب(من لا یحضره الطبیب)است که شامل دستورهای ساده در زمینه طب میباشد.زساله های طبی دیگری که در زمینه بعضی از امراض نوشته و معروفترین آنها عبارتند از:کتاب الجدری و الحصبه می باشد که کتاب الحصبه یکی از بهترین رساله های طبی در زمان قدیم بوده که اروپائیان همواره آن را تحسین می کرده اند.راز ی در علم کیمیا تبحری به سزا داشته است از کارهای مهم او کشف جوهرگوگرد و الکل می باشد.وی کتاب الاکسیر را در زمینه کیمیا نوشته است.رازی اولین کسی است که تمام اشیاء عالم را به سه گروه و جامدات و نباتات و حیوانات طبقه بندی کرده است.رازی در الاهیات و ماوراء طبیعه آثاری از خود بر جا گذاشته است.رازی در زمینه طب فقط به جنبه علمی آن اکتفا نمی کرد بلکه به عمل و آزمایش نیز دست می زد وی در سالهای آخر عمر به دلیل کار زیاد به بیماری چشم مبتلا شد. برای معالجه نزد چشم پزشک رفت اما چشم پزشک برای درمان او پول زیادی طلب کرد و خطاب به رازی گفت:من پیش از تو کیمیا را یافته ام و آن همان پزشک است.وی در سال ۳۱۳(ه.ق)در حلی که بعلت کار مداوم بینایی خود را از داده بود در شهر ری وفات یافت.

نادر شاه افشار : نادر شاه افشار از ایل افشار بود او از مشهورترین پادشاهان ایران بعد از اسلام است ، ابتدا نادر قلی یا ندرقلی نامیده می شد موقعی که افغانها و روس ها و عثمانی ها از اطراف بایران دست انداخته بودند و مملکت در نهایت هرج و مرج بود یکعده سوار با خود همراه کرد و به طهماسب صفوی که کین پدر برخواسته بود همراه شد فتنه های داخلی را خواباند افغانها را هم بیرون ریخت ، شاه طهماسب صفوی از شهرت و اعتبار نادر در بین مردم دچار رشک و حسادت گشت و برای نشان دادن قدرت خود با لشکری بزرگ به سوی عثمانی تاخت و در آن جنگ هزاران سرباز ایرانی را در جنگ چالدران بدلیل عدم توانایی به کشتن داد و خود از میدان جنگ گریخت نادر با سپاهی اندک و خسته از کارزار از مشرق به سوی مغرب ایران تاخت و تا قلب کشور عثمانی پیش رفت و سرزمینهای بسیاری را به خاک ایران افزود و از آنجا به قفقاز تحت اشغال روس ها رفت که با کمال تعجب دید روسها خود پیش از روبرو شدن با او پا به فرار گذاشته اند در مسیر بر گشت در سال 1148 در دشت مغان در مجلس ریش سفیدان ایران از فرماندهی ارتش استعفا نمود و دلیلش اعمال پس پرده خاندان صفوی بود . و خود عازم مشهد شد در نزدیکی زنجان سوارانی نزدش آمدند و خبر آوردند که مجلس به لیاقت شما ایمان دارد و در این شراط بهتر است نادر همچنان ارتش دار ایران باقی بماند و کمر بند پادشاهی را بر کمرش بستند . او سه بار به هند اخطار نمود که افسران اشرف افغان را که حدودا 800 نفر بودند و در قتل عام مردم ایران نقش داشتند را به ایران تحویل دهد که در پی عدم تحویل آنها سپاه ایران از رود سند گذشتند و هندوستان را تسخیر نمود ند 800 متجاوز افغان را در بازار دهلی به دار زدند و بازگشتند و نادر شاه حکومت محمد گورکانی را به او بخشید و گفت ما متجاوز نیستیم اما از حق مردم خویش نیز نخواهیم گذشت محمد گورکانی بخاطر این همه جوانمردی نادر از او خواست هدیه ای از او بخواهد و نادر قبول نکرد و در پی اسرار او گفت جوانان ایران به کتاب نیازمندند سالها حضور اجنبی تاریخ مکتوب ما را منهدم نموده است محمد گورکانی متعجب شد او علاوه بر کتابها جواهرات بسیاری به نادر هدیه نمود که بسیاری از آن جواهرات اکنون پشتوانه پول ملی ایرا ن در بانک مرکزی است . 12 سال سطنت نمود و در سال 1160 بوسیله عده ای خائن کشته شد . نکته قابل ذکر آنست که او از 15 سالگی تا 25 سالگی بهمراه مادرش در بردگی ازبکان گرفتار بود و با مرگ مادرش از اردوگاه ازبکان گریخت و پس از آن با جوانان آزادیخواهی همپیمان شد ...

خواجه نصرالدین طوسی : خـواجه نصیر الدیـن طوسى، روز شنبه یازدهـم جمادى الاول سال 597 هـ.ق در شهر توس خراسان چشـم به جهان گشـود نام او محمد، کنیه اش (ابو جعفر ) لقبش (نصیر الدیـن) (محقق طوسى) (استاد البشر) و شهرتـش (خـواجه) است.

سورنا : سورنا یکی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ است که سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان فرماندهی کرد و رومیها را که تا آن زمان قسمتی از ارمنستان و آذربادگان را تصرف نموده بودند، را با شکستی سخت و تاریخی روبرو ساخت. «ژول سزار» Julius Caesar و «پومپه» Pompee و «کراسوس» Crassus سه تن از سرداران بزرگ روم بودند که کشورهای پهناوری را که به تصرف این دولت درآمده بود، اداره می‌کردند. «کراسوس» فرمانروای شام (سوریه) بود و برای گسترش دولت روم در آسیا، سودای چیرگی بر ایران و سپس هند را در سر می‌پروراند و سرانجام با حمله به ایران این نقشه خویش را عملی ساخت. «کراسوس» با سپاهی مرکب از 42 هزار نفر از لژیونهای ورزیده روم که خود فرماندهی آنان را بر دوش داشت به سوی ایران روانه شد و « ارد Orod » ( اشک 13) پادشاه دلاور اشکانی که خود در شرق ایران در حال جنگ با مهاجمین بود ، سورنا فرمانده مورد اعتماد خود را به جنگ رومیها فرستاد. نبرد میان دو کشور در سال 53 پیش از آذربادگان آغاز و تا قلب میان رودان ادامه یافت . در جنگی که در جلگه‌های میان رودان ( بین‌النهرین ) و در نزدیکی شهر کاره Carrhae «حران» روی داد. در جنگ «حران»، سورنا با یک نقشه نظامی ماهرانه و به یاری سواران پارتی که تیراندازان چیره دستی بودند، توانست یک سوم سپاه روم را نابود و دستگیر کند. «کراسوس» و پسرش «فابیوس» Fabius در این جنگ کشته شدند و تنها شمار اندکی از رومیها موفق به فرار گردیدند. جنگ حران که نخستین جنگ میان ایران و روم به شمار می‌رود، دارای اهمیت بسیار در تاریخ است زیرا رومیها پس از پیروزیهای پی‌درپی برای نخستین بار در جنگ شکست بزرگی خوردند و این شکست به قدرت آنان در دنیای آن روز سایه افکند و نام ایران و دولت پارت را بار دیگر در جهان پرآوازه کرد.،دولت روم در پیشرفت مرزهای خود در شرق، با سد نیرومند ایرانی روبرو شد و از آن زمان به بعد گسترش و توسعه آن دولت در آسیا، پایان پذیرفت. پس از پیروزی «سورنا» بر «کراسوس» و شکست روم از ایران، نزدیک به یک سده، رود فرات مرز شناخته شده میان دو کشور گردید و رومیها برای جلوگیری از شکستهای آینده و به پیروی از ایرانیان ناچار شدند به وجود سواره نظام در سپاه خود توجه بیشتری بنمایند.

مرگ سورنا ، باعث شد اروپائیان مرگ او را برگردن اشک سیزدهم بیافکنند تا بدین گونه انتقام از پادشاه مقتدر امپراطوری ایران بگیرند .
و متاسفانه این دسیسه کارگر افتاد بگونه ای که زخم این نیرنگ سپاه ایران را ضعیف و ضعیف تر نمود .
و تا پایان دوره سلسله اشکانی دیگر سپاهی به اقتدار و بزرگی دوران اشک سیزدهم پدید نیامد .
اروپائیان هر گاه در صحنه قدرت نتوانسته اند پیش روند ، دست به حیله گری و دروغ گویی زده اند و فاحش ترین نمونه آن دسایس آنها در طی سلسله اشکانی است...

سعدی شیرازی : سعدی در شیراز دیده به جهان گشود. خانواده‌اش از دین‌آموختگان بودند و پدرش در دستگاه دیوانی اتابک سعد بن زنگی، فرمانروای فارس شاغل بود. پس از درگذشت پدر، سعدی که هنوز نوجوان بود، به توصیه اتابک برای ادامه تحصیل عازم بغداد شد و در مدرسه مشهور نظامیه و دیگر حوزه‌های علمی آن شهر به دانش‌آموزی پرداخت. تا ۶۲۳ (هجری قمری) (۱۲۲۶ (میلادی)) سعدی به عنوان طالب علم در بغداد ماند و از محضر استادانی چون شیخ ابوالفرج جوزی و شیخ شهاب‌الدین سهروردی بهره برد. پس از دانش‌آموختگی تصمیم به ترک بغداد گرفت ولی چون ایالت فارس ناامن و محل تاخت و تاز مغولان بود، به شیراز بازنگشت و برای حج گزاردن و جهانگردی یک رشته سفرهای طولانی را در پیش گرفت.پس از حدود سی سال جهانگردی، وقتی سعدی به زادگاه خود بازگشت، مردی کهنسال بود (۱۲۵۵ (میلادی)) و ابوبکر بن سعد بن زنگی بر فارس حکومت می‌کرد. سال‌های باقیمانده عمر سعدی به موعظه و نگارش گذشت. با استفاده از تجربه‌ها و آموخته‌هایش کتاب بوستان را در سال ۶۵۵ (هجری قمری) (۱۲۵۷ (میلادی)) به نظم، و گلستان را در سال ۶۵۶ (هجری قمری) (۱۲۵۸ (میلادی)) به نظم و نثر نگاشت.

شهاب الدین سهروردی : شیخ شهاب الدین یحیی بن حبشی بن امیرک سهروردی ، بی شک یکی از بزرگان حکمت و فلسفه و عرفان ایران زمین است .و این حکیم فرزانه درمدت عمر کوتاه ولی پربار خویش ،آثار ارزنده و ماندگاری به جامعه بشری تقدیم کرده است که از زوایای گوناگون درخور توجه و دقت هستند . هدف اصلی او در پرداختن به مسایل فلسفی ، احیای تفکر فلسفی ایران باستان وبد و با حکیم ابوالقاسم فردوسی دریک مسیر قرار گرفت . شهاب الدین ازکودکی اندیشه ای نیرومندو هوش سرشار و برای تحصیل علم و طبعی حریص و مولع داشت . دوران کودکی و اوان حداثت سن و آغاز تحصیل را در مولدو مسقط خود سهرورد گذرانید.
شهاب الدین دراصفهان کتاب «البصائر النصیریه »تالیف عمربن سهلان الساوی استاد مبرز علم و منطق و حکمت را نزد ظهیر پارسی خواند و درمراغه ، پیش شیخ مجد الدین جبلی ،از بزرگان نامدار عصر الیاس علوم و حکمت و اصول فقه را آموخت . سهروردی درضمن تحصیل علم و دانش به فعالیت های گوناگونی پرداخت . او درباب چگونگی تشکیل و تحقیق علم حصولی و ادراکات حصولی به مراتبی قائل بود که عبارتند از : 1ـ ادراک عقلی 2ـ ادراک خیالی 3ـ ادراک حسی ز جمله استادان سهرورد می توان به مجد الدین جبلی و طاهر الدین قاری اشاره کرد . طوریکه جبلی تحصیلات اولیه را به وی آموخته و قاری نیز تحصیلات عالیه را به او آموزش داده است . ا ز جمله استادان سهرورد می توان به مجد الدین جبلی و طاهر الدین قاری اشاره کرد . طوریکه جبلی تحصیلات اولیه را به وی آموخته و قاری نیز تحصیلات عالیه را به او آموزش داده است . سهروردی درروز جمعه سلخ ذی الحجه ( یا پنجم رجب ) سال 587 هجری قمری وفات یافت . اهمیت وعمق فلسفه سهروردی که مهمترین فعالیت آموزشی شیخ شهاب الدین سهروردی بود ،درهمین است که دو اصل به ظاهر دوراز هم تفکر شرق و غرب را به یکدیگر نزدیک ساخته است . شیخ شهاب الدین یحیی بن حبشی بن امیرک سهروردی ، بی شک یکی از بزرگان حکمت و فلسفه و عرفان ایران زمین است .و این حکیم فرزانه درمدت عمر کوتاه ولی پربار خویش ،آثار ارزنده و ماندگاری به جامعه بشری تقدیم کرده است که از زوایای گوناگون درخور توجه و دقت هستند . هدف اصلی او در پرداختن به مسایل فلسفی ، احیای تفکر فلسفی ایران باستان وبد و با حکیم ابوالقاسم فردوسی دریک مسیر قرار گرفت .
شهاب الدین بسیار کم می خورد و اغلب به یک هفته روزه می گشود . به امور دنیا و ظاهر حال ، خوراک ،پوشاک ، جاه و مقام ، ضیاع، عقار ، تعنیات مادی و تشخیصات اجتماعی بی اعتنا بود و حتی گاهی برخلاف عرف و عادت و منظور درهم شکستن قیود و حدود ،جامه و کلاهی دراز و سرخ می پوشید و یا خرقه ای دیگر بر سر می افکند . اغلب روزها روزه دارو بیشتر شبها در مناجاب و بیدار بود . به آواز و ترانه خوش و نغمات موسیقی و سماع دلکش عشق می ورزید و در سخن گفتن دلیر و بی با ک بود . شیخ اشراق درطرح وبیان تجربیات عرفانی خویش ، از تجربیات پیشینیان خود بویژه متون حماسی بهره برده است و نه تنها ادامه دهنده راه بزرگانی چون فردوسی دراحیای فرهنگی ایران باستان است ، بلکه درشیوه بیان این مطالب نیز بیش از پیش تحت تاثیر متون حماسی از جمله شاهنامه است .



مولانا : بزرگترین عارف ایران زمین و پارسی گوی بزرگ قرن 6 هجری


آرتاخه : دوره هخامنشی (زمان خشایار شاه) مهندس و سازنده کانال آتوس


آرش : ملقب به کمانگیر . پهلوان ایرانی در عهد منوچهر شاه که در تیر اندازی سر آمد زمان خود بوده است که در جنگ میان منوچهر و افراسیاب قرار بر پرتاب کردن تیری میگذارند تا مرز میان ایران و توران را تعین کند آرش از طربستان تیری پرتاب کرد که در مرو فرود آمد و بعد از آن جانش را در راه ایران زمین فدا نمود


اسکیلاس : دوره هخامنشی (زمان حکومت داریوش از سال 486- 521 ق.م.) دریا نورد و مکتشف و مهندس سازنده قنات

آریه : سردار معروف و بزرگ ایرانی که به حمایت از پادشاهی کورش صغیر برخواست

استانس : دوره هخامنشی شیمیدان و استاد دموکریتوس
آیین گشسب : سردار بزرگ ایران که در زمان هرمز چهارم فرماندهی لشگر ایران را بر عهده داشت
ابولولو : یا همان فیروز نهاوندی . پس از یورش تازیان به ایران به سرکردگی عمربن خطاب فیروز نهاوندی و تعداد بیشماری از ایرانیان به غلامی اعراب در آمدند . فیروز غلام مغیره بن شعبه شد و با زیرکی و در جهت انتقام خون کشته شدگان ایران عمربن خطاب خلیفه دوم را با ضربه های کارد کشت .
ابومسلم : ابومسلم خراسانی سردار ایرانی و داعی معروف عباسی مشهور به امین آل محمد و صاحب الدعوه است که در راس سیاه جامگان خراسان بر بنی امیه خروج کرد و مروان بن محمد خلیفه اموی را مغلوب و منهزم کرده و دولت خلفای بنی عباسی را تاسیس کرد ابومسلم به سال 124 ه.ق در کوفه بادعاء بنی عباس آشنایی پیدا کرد و چندی بعد به پیروزیهای شگفت آوری دست یافت و کارش به جایی رسید که خلیفه از قدرت او و محبوبیت اش در بین ایرانیان مرعوب شد در خلافت سفاح برادرش منصور اجازه خواست که ابومسلم را به قتل رساند ولی سفاح جایز ندانست وقتی منصور به خلافت نشست به دسیسه هایی دست یافت و عاقبت ابومسلم را ناجوانمردانه به قتل رسانید وی یاران و پیروان جان برکف بسیاری داشت و فرقه های مسلمیه راوندیه به خاطره او را گرامی می داشتند و کسانی مانند سنباد اسحاق ترک مقنع و بابک خرم دین داعیه خونخواهی او را داشتند بابک خرمدین تا به آن حد پیش رفت که می گفت روح ابومسلم در او حلول پیدا نموده است

آریوبرزن : سردار بزرگ ایران که با شهامتی در خور ستایش و ماندگار لشگر ایران را تا آخرین لحظه در برابر ارتش اسکندر نگهداشت و مقاومت نمود و جان سپرد و حماسه ای در تاریخ ایران از خود بر جا گذاشت

استاذسیس : سردار دلیر ایران که در نواحی هرات و بادغیس و سیستان بر ضد منصور خلیفه ستمگر عباسی قیام کرد و عاقبت به فرمان منصور در بغداد به دار آویخته شد و یکی از سمبلهای عرب ستیزی را در ایران به جای گذاشت و درس وطن پرستی در برابر یورش بیگانگان برای جوانان به جای گذاشت
احمدبن محمد نهاوندی : ( مرگ در 835 تا 845 م / 221 تا 231 ه) در جندی شاپور بر آمد - ستاره شناس م مؤلف زیج

آذربرزین : پسر فرامرز که با بهمن پسر اسفندیار جنگید که یکی از پهلوانان ایرانی میباشد و آتشکده ای هم به همین نام وجود دارد

احمد معماری لاهوری و برادرش استاد حمید لاهوری : سده یازدهم هجری معماران ایرانی سازنده تاج محل در هندوستان
انوشیروان عادل : ملقب به انوشیروان دادگر . پادشاه معروف ساسانی که با بنیان گذاشتن قوانین حکومتی - دادگستری - اجتماعی و کشوری ایران را به مرز باشکوه ترین کشورهای جهان مبدل نمود . او مزدک و مزدکیان را که مدعی پیامبری شده بودند و دین ساختگی را می خواستند رواج دهند ( که قوانین مزدکی همان قوانین زرتشت با کمی تغییر بود ) همگی را نابود کرد و مشهورترین کاخ معماری ایرانی را در عراق پایه گذاشت که تیسپون نام گرفت ولی بعدها توسط سپاه اسلام ویران شد

استخری(اصطخری) : وی را نیزابن ندیم از محاسبان ومهندسان بشمار آورده است از جغرافی دانان نامداری مشرق زمین

ابو سعید ابوالخیر : شاعر و عارف بزرگ پارسی قرن 4 و 5

امیر خسرو دهلوی : شاعر بزرگ پارسی قرن 6 که خاندانش از ایران ترک وطن نمودن و هندوستان رفتند

اوحدی مراغه ای : شاعر و عارف قرن 7 هجری

انوری ابیوردی : شاعر و استاد نامدار قرن 6 هجری - استاد علوم - ریاضیات و نجوم و از پیروان ابن سینا

ابوبکر محمدبن حسن حاسب کرجی : ( مرگ در 421/420 هجری 1030/1029 م) ریاضیدان ایرانی صاحب کتاب نسوی نامه

ابو معشر جعفر بن محمد بن عمر بلخی :  ( 272 - 172 ه ) ( 886- 786 م ) اهل بلخ در خراسان بزرگ - ستاره شناس و نظریه پرداز در نجوم

اصفهانی - محمد حافظ : (نتیجه الدوله) سده دهم هجری ، مولف رساله هایی در انواع دستگاههای مکانیکی

پور سینا (ابو علی حسین بن عبدلله بن سینا ) : شیخ الرئیس حجهَ الحق ابوعلی حسین بن عبداللّه بن حسین بن علی بن سینا مشهور به ابن سینا (427-370 هجری)(1037-980 م) در افشنه نزدیک بخارای ایران در خراسان بزرگ متولد شد و در آنجا به کسب علم پرداخت.او تحصیلات مقدماتی از جمله ادبیات-قرآن-فقه و حساب نزد پدر آموخت و برای فرا گرفتن منطق و هندسه و نجوم نزد ابو عبداللّه ناتلی رفت.او از همان اوان کودکی بسیار خارق العاده بود و دانش زمان خود را با سرعت فرا میگرفت.او در سن ۱۶ سالگی به طبابت پرداخت.وی پس از درمان کردن نوح بن منصور سامانی به دربار او راه یافت.به دنبال شهرت روزافزون او که آوازهء این شهرت به گوش سلطان محمود نیز رسیده بود محمود را دعوت کرد تا به غزنین برود اما ابن سینا به دلیل خشونت و تعصب دینی سلطان محمود دعوت او را رد کرد و از خوارزم فرار کرد.مدتی در ترکستان و خراسان بسر برد و سپس وارد گرگان شد و در آنجا مشغول به طبابت گشت.سپس به ری رفت و در آنجا مجدالدوله دیلمی را که به بیماری مالیخولیا مبتلا شده بود او را درمان کرد.او در همدان مقام وزارت شمس الدوله را به دست آورد و از حمایت علاءالدوله کاکویه برخوردار گشت.سرانجام در همدان در سال ۴۲۸ (ه.ق)درگذشت.از جمله معروف ترین آثار او می توان به دانشنامه علائی که به زبان فارسی است و همچنین مهمترین اثر فلسفی او به نام شفاء که شامل چهار بخش(منطق-طبیعیات-ریاضیات و مابعدالطبیعه)است را نام برد این اثر و کتاب بعدی به نام قانون که دایرهَ المعارف طبی می باشد هر دو به زبان عربی است . وی در ریاضییات ،زمین شناسی،فیزیک،پزشکی، فلسفه تبحر خواصی داشت

اخوان الصفا : گروه از مهندسان و دانشمندان و فیلسوفان که در سده دهم میلادی( سده چهارم هجری) بر آمدند. بعضی از اعضای این گروه مخفی مثل ابو سلیمان محمد بن بشیر بستی مقدسی، ابو الحسین علی بن هارون زنجانی و محمد بن احمد نهرجوری ایرانی بوده اند آنان دایره المعارفی شامل کلیه شعب معرفت پدید آوردند

ابو جعفر خازن : زاده خراسان( مرگ در 350/360/ه961/ 971 م) ریاضی دان و ستاره شناس

ابو الفتح اصفهانی : ریاضیدان سده چهارم هجری

ابو سهل ویجی بن رستم کوهی : (سده چهارم هجری) اهل طبرستان ، ریاضی دان،مهندس، ستاره شناس. وی رهبر ستاره شناسان در رصد خانه ای بود که شرف الدوله دیلمی ساخته بود

ابو سعید احمد سنجری : (415-340ه)(1024-951م) ریاضی دان

ابوبکر حسن بن خصیب : در اواخر سده نهم میلادی ( سوم هجری ) بر آمد . ستاره شناس از نژاد ایرانی بود

احمد بن داوود دینوری : ( 210 / 200 تا 282 ه 825 - 815 تا 895 م ) در دینور اصفهان بر آمد . ستاره شناس ، مورخ ، ریاضی دان ، گیاه شناس و لغت نویس

ابو نصر محمد فارابی : (340/339- 258/257 ه51/950-71/870 م) زاده فاراب ترکستان -فیزیکدان،موسیقی شناس،فیلسوف ایرانی

احمدبن سهل بلخی : (934م/323ه) زاده شاستیان بلخ ،ریاضیدان وجغرافی دان

ابوسهل فضل بن نوبخت - ( مرگ در 816-815 م / 201-200 ه)از خاندان نوبختی ستاره شناس و کتابدار هارون الرشید

ابو نصر محمد بن عبدالله(کلو اذانی) : از دودمان اردشیر بابک کلواذانی(تولدش پیش از سال سیصد هجری) از جمله ریاضی دانان

ابو حامد احمد بن محمد صاغانی : (مرگ در 380ه 990 م) از مردم صاغان مرو ، ریاضیدان- ستاره شناس، مخترع و سازنده اسطرلاب و دیگر ابزارهای نجومی

ابو الرضا عباس بوزجانی : ( 388/387-329ه)(998/997-940م) زاده بوزجان در حوالی نیشابور ، ریاضیدان، هندسه دان، مهندس، ستاره شناس و نظری پرداز در نجوم

ابو منصور موفق : (سده چهارم هجری) شیمی دان و دانشمند و علم مواد

ابو نصر اسمعیل بن حماد جوهری : (مرگ در 393ه 1002م) زاده فاراب و مقیم نیشابور. لغت نویس و مبتکراندیشه های پرواز

ابوالعباس احمد بن محمد بن کثیر فرغانی : اهل فرغانه در ماوراء النهر (ورا رود ).در زمان مامون برآمد - ستاره شناس و نظریه پرداز نجومی

بابا طاهر عریان : شاعر و صوفی نامدار مشرق زمین در قرن 5 هجری . سروده های وی بزرگترین سند در اثبات زبان و ادبیات کوردی ایران است

بوبراندا : دوره هخامنشی (زمان خشایار شاه) مهندس
برزمهر : پهلوان و دلیر مرد ایران در زمان پادشاهی بهرام گور
برزویه : طبیب و اندیشمند مخصوص انوشیروان عادل که کتاب کلیله و دمنه را از هند به ایران آورد و به زبان پهلوی ترجمه کرد

بدیع اسطرلابی : (مرگ در بغداد در 1140/1139 م) اهل اصفهان- ستاره شناس و سازنده اسطرلاب

بنو موسی ( محمد ، احمد و حسن ) : سده سوم هجری - خراسانی الاصل ، مهندس مکانیک ، هندسه دان ، و ریاضی دان

بلاش : یکی از پادشاهان اشکانی که به اشک بیست و دوم معروف بود و در سالهای 51 تا 77 میلادی پادشاهی ایران را بر عهده داشت و خدمتی بزرگ به ایران زمین نمود . زیرا کتاب ارزشمند ایرانیان ( اوستا ) که در زمان حمله اسکندر به ایران از میان رفته بود با تلاش و همت او دوباره گردآوری شد
برازه : دوره ساسانی زمان فرمانروائی اردشیر( 241-226 م) مهندس و احیا کننده شهر فیروز آباد یا اردشیر خوره

بابک خرمدین : سردار دلیر و پیشوای نهضت خرمدینیان یا سرخپوشان که بر ضد حکومت عرب قیام کرد و 22 سال دست یورش گران عرب را از کشور ما کوتاه کرد و مبدل به سمبلی از مقاومت ایرانیان در برابر حمله بیگانگان به کشور شد . وی در تاریخ 2 صغر سال 223 هجری قمری در سامرا به دستور خلیفه تازی تکه تکه شد . پس از وی خانواده و همسرش نیز کشته شدند
بوذرجمهر : بزرگمهر معروف ترین و اندیشمند ترین وزیر دربار انوشیروان دادگر که گفتگوی های خرد ورزانه او در تاریخ ایران ثبت گشته است

بهرام چوبین : سردار دلیر ایران که در زمان پادشاهی هرمز چهارم ایران را از حمله وحشیانه ترک های مغول نجات داد و با لشگر کشی و حمله به آنان ارتش آنان را شکست داد . که بعدها در جنگ با رومیان شکست خورد

برانوش : دوره ساسانی- سازنده شادروان شوشتر
پیروزان : یکی از سرداران ایرانی در زمان یزدگرد سوم . که در جنگهای ایرانیان با اعراب رشادتهای از خود بر جای گذاشت
جمشید : پسر طهمورث - چهارمین پادشاه پیشدادی . که جشن نوروز را بنیان نهاد و رسوم و آیین هایی شادی برای ایرانیان بر جا گذاشت که او را جم یا جمشاسب هم گفته اند
ابو موسی جابرین حیان : در 160 هجری قمری در کوفه بر آمد - اهل توس ، شیمیدان و کانی شناس و ستاره شناس بزرگ ایرانی . او با تحقیقات خود پیشرفتهای در علوم به وجود آورد.دوره زندگی جابربن حیان همزمان با اوج عظمت و شکوه و قدرت مسلمانان بوده زمانی که هارون الرشید خلیفه مسلمانان بود و از علم و دانش حمایت می کرده است جابر با امام صادق رابطه داشته و از اصحاب امام جعفرصادق بوده است.وی از حمایت برمکیان برخوردار بود امّا هنگامیکه جعفربرمکی به دستور خلیفه کشته شد ماندن در بغداد را صلاح ندانست و فراری شد و به زادگاهش بازگشت.در آنجا در تنهایی و انزوا به کارهای علمی و تحقیقی پرداخت تا سرانجام از جانب مامون عباسی مورد احترام و حمایت قرار گرفت.در دایرهَ المعارف بریتانیکا ذکر شده که جابربن حیان علوم پنهانی را از امام صادق یاد گرفت.وی راجع به اسطرلاب مطالبی را نوشته است.از کارهای مهمی که جابر در زمینه علم کیمیا انجام داده آن است که اصل عناصر یونانی را تغییر داده و اظهار کرده است که از آن عناصر تنها دو جوهر به نام گوگرد و زیبق به وجود می آید.آزمایشگاه شیمی جابر تا دو قرن از دید مردم پنهان بود تا اینکه زمانی که می خواستند در شهر کوفه در نزدیکی دروازه دمشق بنایی بسازند آزمایشگاه وی را کشف کردند.جابر بیشتر عمر خود را در آزمایشگاه بسر برد وی در آنجا به تجزیه و ترکیب مواد گونان می پرداخت با توجه به به همین مسئله می توان او را از اولین دانشمندان اسلامی که علم شیمی را بر پایه آزمایش و تحقیق بنا کردند نام برد.وی در زمینه رنگها تحقیقات و کشفیات جالبی ارائه نموده است.حدس زده اند که وی به خاصیت رادیواکتیو هم پی برده است.وی روشهایی را برای استخراج و تصفیه فلزات مطرح کرده است.جابر اعتقاد داشت که تبدیل عنصری به عنصرس دیگر از راه وساطت جوهری اسرار آمیز صورت می گیرد او و شاگردانش این جوهر اسرارآمیز را اکسیر نام نهادند.جابر به خوبی از تهیه و ساختن سفیداب سرب آگاه بوده است.ابن الندیم در کتاب الفهرست به بیش ۳۵ کتاب او اشاره می کند که از مشهورترین آنها میتوان به این کتابها اشاره کرد:*کتاب الزیبق*کتاب الرکن*کتاب الاحجار*کتاب القمر*کتاب واحدالاول

حافظ شیرازی : حضرت لسان الغیب حافظ شیرازی شاعر - عارف و ادیب پارسی گوی قرن 7 هجری

حلاج : حسن ابن منصور حلاج . از عرفای مشهور ایرانی - اسلامی قرن سوم هجری که با گفتن عقاید مخالف خود علیه اعراب افراطی به شهرت رسید . او را صاحب کشف و کرامت دانسته اند و چون در زمان المقتدر خلیفه عباسی خلاف موازین و عقاید اسلامیان افراطی آن زمان سخن گفته بود به اصرار فقهای بغداد او را دستگیر و مدت هشت سال در زندان سر کرد و سپس وی را از زندان در آوردند و بعد از زدن هزار ضربه شلاق به وی هر دو دست وی را قطع کردند و سپس هر دو پای وی را بریدند و بعد جسدش را سوزاند واین وحشیگریهای اعراب که به نام اسلام کردند هزاران بار در تاریخ ما به ثبت رسیده است

خاقانی شروانی : بزرگ قصیده گوی پارسی و شاعر نامدار قرن 5 هجری ایران زمین

ابو جعفر محمد بن موسی خوارزمی : یکی از دانشمندان بزرگ ایرانی که *منجم*ریاضیدان*و جغرافیدان*که در سال ۱۸۵(ه.ق)در نزدیکی بغداد به دنیا آمد.او بزرگترین عالم زمان و عصر خویش بود.اجدادش اهل خوارزم بودند امّا به احتمال زیاد خودش از اهالی قطربولی منطقه ای نزدیک بغداد بود.او در زمینه ریاضیات و نجوم مهارت بسزایی داشت.او اولین ریاضیدان دوره اسلامی است که آثارش به دست ما رسیده.وی در زمان خلافت ماُمون عضو"دارالحکمه"که گروهی از دانشمندان در بغدا به سرپرستی مامون قرار داشتند شد و مورد توجه خلیفه وقت بود.او کتاب جبر و مقابله خود را که درباره ریاضیات مقدماتی است و اولین کتاب جبر است که به عربی نوشته شده است.آن را به مامون تقدیم کرد.کتابهای او در زمینه*جبر*حساب*نجوم*که به زبان عربی نوشته شد هم در کشورهای اسلامی و هم در کشورهای اروپائی تاثیر بسزایی داشت.کتابهای دیگر او که درباره ارقام هندی است بعد از آنکه در قرن ۱۲ به زبان لاتینی منتشر شد تاثیر خاصی بر روی اروپائیان گذارد و نام خوارزمی مرادف با هر کتابی که درباره حساب جدید بود قرار گرفت و از همین جا اصطلاح الگوریتم به معنای قاعده محاسبه رواج یافت.از جمله کتابهای دیگر او در زمینه ریاضی می توان مختصر من حساب الجبر و المقابله*و کتاب الجمع و التفریق*و زیج را نام برد.وی در سال ۲۳۳(ه.ق)درگذشت...

خواجوی کرمانی : شاعر و عارف قرن 7 هجری ایران زمین

خسرو پرویز : خسرو پرویز سازنده حماسه بزرگ خسرو و شیرین نیز بود که عشق جاودانه اش به شیرین برای همیشه در تاریخ به ثبت رسید . که با اندوه بعدها از فره ایزدی دور میگردد و از آن مقام و ابهت خود میکاهد . فردوسی نیز از آخرین سالهای شاهنشاهی خسرو شکایت می کند ولی وی از شاهنشاهان مقتدر ایران بود

خراسانی - ابوبکر علی بن محمد : شیمیدان ایرانی که بقول ابن ندیم و بگفته کیمیاگران به کیمیا دست یافت

خالد بن عبدالملک مرورودی : اهل مرورود در خراسان بزرگ - در زمان مامون خلیفه عباسی بر آمد - ستاره شناس بود و پسرش محمد و نوه اش عمر هم منجم بودند

خوارزمی - محمد بن احمد کاتب : از دایره المعارف نویسان سده چهارم هجری است.کاتب مفاتیح العلوم وی شامل مباحثی در حساب،هندسه،نجوم،موسیقی،مکانیک و شیمی

خشایارشا : فرزند داریوش . او یکی دیگر از جانشیانان بر حق پادشاهی هخامنشیان بود که وی را فاتح سرزمین های آتن اروپا میدانند . او آتن را به کلی تصرف کرد . دلیل لشگر کشی وی عدول کردن یونانیان از قوانین آن روزگار بود زیرا لیدی که جزوی از ایران بود که توسط یونان به آتش کشیده شده بود و خشیارشا در صدد بر آمد این کار زشت را که در آن زمان نزد ایرانیان گناه محسوب میشده است جبران نماید که موفق نیز شد ولی در نبردهای بعدی به ایران عقب نشینی کرد ولی اقتدار ایران را به زیباترین شکل حفظ نمود

خازنی - عبدالرحمن : فیزیک دان و مخترع برآمده در خراسان بزرگ در ابتدای سده ششم هجری

جهان برزین : دوره ساسانی - سازنده تخت تاقدیس
عبدالرحمن جامی : شاعر نامدار قرن 8 پیشکوست در ادب - علم - عرفان سیر و سلوک که به تازی و پارسی شعرهای خود را سروده است

جرجانی ابو سعید ضریر (گرگانی ) : مرگ در ( 846-945 م /232-231 ه) ستاره شناس و ریاضی دان

دقیقی طوسی : شاعر قرن چهارم هجری - ایرانی زرتشتی - نخستین گردآورنده شاهنامه پیش از فردوسی بزرگ

داریوش : وی در سال 521 بر تخت پادشاهی ایران زمین جلوس کرد و بزرگترین و شکوهمند ترین پادشاهی تاریخ ایران را پس از کورش بزرگ از خود به جای گذاشت . او پیرو دین بهی و مزدیسنا زرتشت بود . او ساخت کاخ پرسپولیس را آغاز نمود و بعد از سه سال بررسی و ساختن ماکت از کاخ پرسپولیس با کمک مهندسی مصری که بعدها به موزه هنر تمام کشورها شناخته شد بنای این کاخ جاودانه را گذاشت و بیش از نیمی از آن را در زمان خود ساخت و ادامه ان توسط جانشینش خشیارشا تکمیل و بعد از وی فرزند او انجام گرفت . داریوش بزرگ هخامنشی کانالی در 2500 سال پیش ساخت که بعدها به کانال سوئز معروف گردید . طول این کانال دریایی به بیش از 161 کیلیومتر میرسیده است و از عرض آن دو کشتی به راحتی عبور میکردند . داریوش بزرگ خطی جدید برای ایرانیان بوجود آورد که بعدها از خطوط رایج دنیا شد . داریوش بزرگ ایران را به بزرگ ترین کشور جهان مبدل کرد ( بیش از 28 کشور ) . داریوش بزرگ آموزش رایگان را برای قشر عوام کشور به صورت اجباری در آورد و طرح سواد آموزی را اجباری نمود و . . . او را از ابرمردان ایران و جهان می دانند

رستم : ملقب به تهمتن . پهلوان بزرگ ایران . فرزند زال و رودابه . نواده سام و مهراب کابلی که در عهد کیقباد و کیکاوس و کیخسرو با تورانیان جنگید و از خود دلاوری ها و رشادتهای شگفت انگیز بر جای گذاشت .

رستم فرخزاد : سردار کبیر ایران که در جنگ با اعراب کشته شد . او سپهسالار بزرگ ارتش ایران در زمان شاهنشاهی یزدگرد سوم بود که حماسه ای در جنگ قادسیه بوجود آورد که تاریخ نیاکانمان را زیبا تر از همیشه ساخت در نهایت به دست سپاه اسلام کشته شد

رودکی : شاعر بزرگ قرن 4 هجری از ایرانیان سمرقندی و ناظم کلیله و دمنه

روزبه : دوره خلافت عمربن خطاب - طراح شهرهای بصره و کوفه

رابعه  : به احترام بانوان ایران زمین یکی از دهها زن برجسته ایرانی را نیز اینجا می آوریم . نخستین زن ایرانی که پس از حمله وحشیانه اعراب به ایران و تسلط کامل به کشورمان به زبان پارسی اصیل شروع به سرودن شعر کرد . زمانش را برابر با رودکی گفته اند . گفته شده است که حارث برادر رابعه غلامی خوبرو به نام بکتاش داشت که بعدها رابعه عاشق بکتاش میشود که در اثر این عشق حارث فرمان میدهد که رابعه را به حمام ببرند و رگهایش را بزنند و بعد از آن درب حمام را گل بگیرند که بعد از آن رابعه با خون خود شعرهایش را بر دیوار حمام نوشت و به ناکامی از جهان بدرود گفت

ثنایی غزنوی : عارف و زاهد و اندیشمند مسلمان و استاد شعر پارسی در قرن 5 هجری

ستاسپ : دوره هخامنشی ( زمان حکومت خشایار شاه 2466-486 ق.م.) دریا نورد و مکتشف
سنباد : یکی دیگر از قیام کنندگان بر علیه حکوتهای غارتگر اعراب در ایران که به جان و مال و ناموس ایرانیان تجاوز میکردند . او اهل نیشابور بود و پس از اینکه منصور خلیفه عباسی - ابومسلم خراسانی را کشت وی در نیشابور به خونخواهی از ابومسلم که فردی ایرانی و وطن پرست بود برخواست و قیام کرد که در نهایت با شصت هزار نفر از یارانش توسط اعراب بیابانگرد و کشتارگرکشته شد

سهل بن بشر ( یا سهل بن حبیب بن هانی ) : در نیمه اول سده نهم میلادی ( سده سوم هجری ) در خراسان بر آمد . ستاره شناس و منجم

سیاوش : یکی از اسطوره های ملی ایرانیان . مردم ایران زمان های مدیدی سوگ سیاوش را هر ساله گرامی میداشتند . پسر کیکاوس و پدر کیخسرو . سودابه زن کیکاوس عاشق او شد که سیاوش از او امتناع ورزید . سودابه به همین جهت اورا نزد پدر متهم ساخت و سیاوش بتوران نزد افراسیاب رفت و دختر وی را به زنی گرفت . گرسیو برادر افراسیاب به سیاوش حسد برد و افراسیاب را وادار به کشتن او کرد . که کشته شدن سیاوش باعث جنگهای طولانی و غضب ناکی میان ایرانیان و تورانیان گشت

سیف فرغانی : از شاعران و عارفان قرن 7 هجری

سهل طبری : در اوایل سده نهم میلادی ( سده سوم هجری ) بر آمد - اهل طبرستان ( تبرستان ) ستاره شناس وپزشک

صائب تبریزی : استاد غزل سرای پارسی قرن 10 هجری

شهریار : استاد شعر - دانشجوی پزشکی - از مریدان حافظ - که دیوان کاملش را به پارسی و یک مجموعه مشهور آذری به نام حیدر بابا از وی باقی مانده

شمس الدین محمد بن ایوب دینسری :(سده هفتم هجری)- دایره المعارف نویس و نگارنده کتاب نوادر التبا در لتحفه البهادر که شامل مباحثی از علوم طبیعی است

شاپور ذوالاکتاف : شاپور دوم پادشاه مقتدر ساسانی که پس از خلع آذر نرسی بر تخت پادشاهی ایران جلوس کرد و هفتاد سال پادشاهی کرد . او یکی دیگر از پادشاهان بزرگ ایران است که چندین بار از حمله اعراب به ایران جلوگیری کرد و با اندیشه نیک سرزمین آریایی ما را از هجموم بیگانگان محفوظ داشت . او را به این جهت ذوالاکتاف میخوانند که دارای شانه های پهن و بزرگ بود . در بعضی از کتب تاریخی گفته است به دلیل آنکه پس از اسیر کردن مهاجمین ( اعراب ) از کتف آنان طنابی عبور میداده و همه را به طناب میکشیده ذوالاکتاف نامیده شده ولی این باور با ابهت و منش نیاکان ما در تضاد است

شیده : دوره ساسانی - سازنده کاخ خورنق

شاهین : یکی از بزرگ سرداران و سپهسالاران ایران در زمام پادشاهی خسرو پرویز ساسانی

شیدرنگ : پزشک و فیلسوف ایرانی در عهد ضحاک که پزشکی را یکی از مشاغل واجب الوجوب میدانسته

قطب الدین شیرازی : (1236-1311م)-ریاضیدان،ستاره شناس، نور شناس، پزشک، فیلسوف ایرانی

فارابی،ابو نصر : (مرگ در 340/339 هجری یا 951/950م) دانشمند و فیلسوف ، در طبقه بندی علوم و در تبیین قوانین صوت و در تعریف دانش ها نقش عمده ای داشت

فضل بن حاتم نیریزی :  ( مرگ در 922 م / 310 ه ) ریاضی دان ، هندسه دان و ستاره شناس

فخرالدین عراقی همدانی : عارف و شاعر نامور قرن 7 هجری ایران زمین

فرخی سیستانی : غزل گوی و قصیده سرای نامدار قرن 5 هجری ایران زمین

فروغی بسطامی : شاعر - غزلسرا - استاد پارسی گوی - عارف و ریاضدان قرن 13 هجری

فرغان : دوره ساسانی- سازنده تاق کسرا
عاملی - بهاالدین : (1031-953هجری) ریاضیدان، معمار، فیلسوف

عبید زاکانی : منتقد اجتماعی قرن 7 هجری که شکایات خود را از دست حکام ظالم وقت به شعر پارسی در آورده است

علی بن سهل بن طبری : ( سده نهم میلادی / سده سوم هجری ) مؤلف فردوس الحکمه در طب و هوا شناسی ، نجوم

عمربن فرخان طبری : ( مرگ در 815 م / 200 ه) از مردم طبرستان - ستاره شناس و معمار

عبدالملک بن محمد شیرازی : ریاضیدان و ستاره شناسی که در نیمه دوم سده دوازدهم میلادی(ششم هجری) برآمد

عطار نیشابوری : شاعر و عارف نامدار قرن 6 هجری ایران زمین

عبدالرحمن بن عمر صوفی رازی : زاده ری(376-291ه)(986-903م) ستاره شناس

غیاث الدین جمشید محمد طبیب ( الکاشی) : (790-832 هجری قمری) از مردم کاشان، ریاضیدان و محاسب

کاوه آهنگر : آهنگری که چرم پاره خود را بر سر نیزه زد و ضحاک تازی را از تخت پادشاهی ایران به زیر افکند و بعدها چرم وی به درفش ملی کاویانی مبدل گشت . کاوه با یاری مردم ضحاک تازی را در کوه دماوند حبس کرد و فریدون را به سمت پادشاه ایران نشاند

کمبوجیه : کامبوزیا یا کامبیز . فرزند کورش بزرگ . او با اقتداری ستودنی و باور نکردنی در سال 525 قبل از میلاد سرزمین های مصر را بدلیل عمل نکوهیده مصریان در برابر ایرانیان که تعدای از ایرانیان را در مصر کشتند و به تمسخر پرداختند فتح کرد و کل مصر به زیر چتر پادشاهی ایران در آورد . او پیرو مزدیسنا زرتشت بود و همواره دین بهی را دنبال میکرد وی در راه بازگشت خبر دار شد که فردی به نام بردیه یا گئومات ادعای پادشاهی ایران نموده است و به نام برادر او کل پادشاهی را از آن خود کرده و دست به جنایات و کشتار مردم ایران زده که در نهایت از اندوه این کار جان داد . هرودوت چون او به خدای مصر ( یک گاو ) بی احترامی کرده بود و او را با ضرب چاقو کشته بود به او لقب دیوانه داد ولی این یکی دیگر از برگهای زرین خداپرستی در ایرانیان آن روزگار بود

کورش بزرگ : کورش لوح حقوق انسان ها و آزادی و برابری را بر سنگ نگاشت و همگان را برای اجرای آن فرا خواند او یهودیان را از بابل آزاد نمود .

کورش از مقتدرترین و با تدبیر ترین افراد تاریخ جهان است که بدلیل اخلاق و منش و کردار نیک نامش در تاریخ به ثبت رسید . که همواره تاریخ از او به عنوان یکی از نوابغ بشریت نام میبرد . او پادشاه ماد را شکست داد . پادشاه لیدی را نیز مغلوب ساخت و بابل را که یکی از بزرگترین مراکز جهان آن روزگار بود با صلح و آرامش و با رغبت مردمان آنجا به کلی فتح کرد و پس از ورود به بابل به احترام به خدای مردوک آنان تاجگذاری نمود تا حسن نیت خویش را به ملت مغلوب به اثبات برساند به صورتی که آنان وی را فرستاده خدا می نامیدند. پس از آن بنای بزرگترین شاهنشاهی و امپراتوری تاریخ را بنا نهاد که در نهایت در سال 528 قبل از میلاد در جنگ با سکاهای خونریز کشته شد . هم اکنون تندیس سنگی این بزرگ مرد در سیدنی استرالیا و یکی از پارکهای بزرگ ایالات متحده و سازمان ملل متحد از طلای خالص نصب میباشد و اعلامیه او در سازمان ملل نقش سمبل آزادی و دموکراسی را برای نخستین بار در جهان ایفا میکند

کیخسرو : سومین پادشاه مقتدر کیانی به خونخواهی کشتن سیاوش برخواست و مدتهای زیادی با تورانیان جنگید و در نهایت آنان را مغلوب ساخت و افراسیاب را به دلیل کشتن سیاوش که نه تنها پدر وی بود بلکه یکی از قهرمانان نامی ایران بود کشت . پدرش سیاوش و مادرش فرنگیس بود

کیومرث : نخستین پادشاه و بنیانگذار سلسله پیشدادی در پیش از ظهور هخامنشیان . نام وی در اوستا گیومرتا آمده است و ذکر شده است که زرتشتیان او را نخستین انسان میدانند . در زمان او مردم در غارها و کوهها بودند و بدن خود را با پوست حیوانات می پوشاندند

وحشی بافقی : غزلسرای و عارف قرن 9 هجری ایران زمین

مازیار : یکی دیگر از قیام کنندگان بر علیه حکومت اعراب در ایران . وی در طبرستان بنایی عظیم ساخت و در جهت بازگرداندن عظمت ایران به قبل از یورش تازیان تلاش کرد . وی در زمان معتصم عباسی قیام خود را آغاز کرد و در صدد بر آمد همگام با بابک خرمیدن هویت ملی ایرانی را زنده کنند که در نهایت با جنگهای معتصم دستگیر و در بغداد کشته شد . او نیز یکی دیگر از تندیس های ملی گرایی ایرانیان در برابر تهاجم دیگر کشورها است

مرداویج : پسر زیار . سردار بزرگ ایرانی که او نیز در جهت متلاشی کردن حکومت اعراب در ایران کوشید و جان داد . وی فرمانده لشگر اسفار پسر شیرویه عامل نصر بن احمد ساسانی بود طبرستان را برای اسفار فتح کرد . پس از کشته شدن اسفار- مرداویج قزوین و همدان و اصفهان و اهواز را گرفت و لشگر المقتدر خلیفه جنایتکار عباسی را شکست داد . وی در کمال تاسف در سال 323 هجری قمری در حمام اصفهان به دست غلامان ترک کشته شد

مطهر بن طاهرمقدسی : (356ه 966م) دربست سیستان برآمد- دایره المعارف نویس وبازگوکننده اعداد بزرگ هندی

مهران : یکی دیگر از سرداران بزرگ ایران . وی از سپهسالاران ارتش ایران ( یزدگرد ساسانی ) بود و با اعراب بیابانگرد جنگید و ابوعبیده سردار مشهور عرب را به قتل رسانید

مازیار : ماه یزد یار یا مازیا یکی از سرداران بزرگ ایران بود که در هم زمان با قیام بابک خرمدین قیام میهن پرستانه خود را در طبرستان بر ضد حکومت تازی در ایران انجام داد ولی در نهایت در سال 225 هجری قمری به دستور خلیفه پس از چند سال مبارزه کشته شد

حسین معمار : معمار بقعه هارون در سال 918هجری

مهرداد بزرگ یا مهرداد کبیر : موئسس سلسله شاهنشاهی پارتیان بود که ایران را از گسستگی و لجام گسیختگی دوران تحت اشغال یونانیان سلوکی رهایی بخشید . وی در سال 160 تا 140 قبل از میلاد با نبردهای وطن پرستانه ایالتهای ماد - پارس - خراسان - بابل - آشور - هرات و سیستان و . . . را جزو ایران بزرگ نمود . وی پادشاه سلوکیان را اسیر نمود و با وی با انسانیت رفتار کرد و به او در گرگان مستقر ساخت و برای حسن نیت به آنان با دختر وی ازدواج نمود . او را از بزرگ ترین اشخاص موثر در تاریخ ایران نامیده اند . که به راستی اگر ظهور نمی کرد امروز مشخص نبود ما در کجای تاریخ جای داشتیم

ملک شاه : او دومین پادشاه سلسه سلجوقیان ایران است بدستور او هزاران شاهنامه توسط کاتبان دستنویس و تکثیر شد او به خواجه نظام الملک دستور داد بجای تاریخ قمری تازی تاریخی ایرانی تهیه کنند خواجه نظام الملک توسی نیز دانشمندانی نظیر خیام و ابوریحان بیرونی و تنی چند را در اصفهان جمع نمود و تاریخ خورشیدی که موسوم به شمسی و یا جلالی نیز هست فراهم نمودند .

ملک الشعرای بهار : بزرگترین پارسی گوی قرون معاصر که به ایران باستان علاقه بسیاری داشت . روزنامه نگار و نویسنده نامدار ایران زمین در قرن 13 هجری

محمد ابن اشرف شمس قندی : ریاضیدان و ستاره شناس سده سیزدهم میلادی (هفتم هجری

محمد بن ابوبکر فارسی : ریاضیدان و ستاره شناس ایرانی نیمه دوم سده سیزدهم میلادی(هفتم هجری

مسعود سعد سلماس : شاعر قرن 5 هجری - استاد شعر پارسی

موید الدین طغرانی : (مرگ در 1112/1111م) زاده اصفهان - شاعر و شیمیدان ایرانی

ماشاءالله (مناسه) : ( مرگ در 815 یا 820 م ) یهودی ایرانی الاصلی که در پروژه شهر بغداد با نوبخت همکاری میکرد

محمد بن احمد خرقی : (مرگ در مرو در 1139/1138م) ستاره شناس، جغرافی دان ایرانی که نظریه ای در باب چگونگی حرکت ستارگان نیز ارائه داده است

محمد بن عمربن فرخان طبری : پسر شخص بالا درآغاز سده نهم میلادی ( سده سوم هجری ) بر آمد . ستاره شناس و مؤلف نجوم

ماهانی - محمد بن عیسی : ( مرگ در 874 تا 884 میلادی / 261 تا 271 ه ) اهل ماهان کرمان ، ریاضی دان و ستاره شناس و مهندس .معادله درجه سوم موسوم به معادله ماهانی از اوست

المظفر : (سده ششم هجری) اهل توس ،مخترع گونه ای از اسطرلاب خطی

محمد بن لره : اهل اصفهان بوده ودر فهرست ابن ندیم در زمره مهندسان و محاسبان بشمار آورده شده است

نوبخت : ( مرگ 770776 م / 171-170 ه) ستاره شناس و مهندس ایرانی که تحت سر پرستی خالد بن برمک که وی نیز ایرانی بود طرح بغداد را انجام داد

ناصر خسرو : شاعر نامدار قرن 5 هجری . حکیم فاضل و صوفی پارسی زبان

نظامی گنجوی : حکیم ابومحمد الیاس بن زکی بن موئد ملقب به نظامی گنجوی شاعر نامدار ایران زمین در سال 535 در شهرستان اراک - تفرش روستای تاد متولد شد . بر سر تولد وی اتفاق نظر نمی باشد . عده ای نیز باور بر این دارند که وی در شهر گنجه از آران بالای رود ارس به دنیا آمده است . در هر دو شهر شکی بر ایرانی بودن وی نیست . زیرا همه گنجه در جمهوری آذربایجان شهری ایرانی است و هم تفرش . وی یکی از بزرگترین شاعران ایران زمین است که به گفته پارسی شناسان بعد از فردوسی او قراردارد . وی حماسه خسرو پرویز پادشاه ایران را با شیرین به شاهکاری ادبی تبدیل کرد . مخزن الاسرار - منظومه لیلی و مجنون - هفت پیکر - و اسکندر نامه از دیگر شاهکار های او است . گنجه از شهرهای کوچک ایران بود و امروز متوسط از ایران جدا گشته است و هم اکنون آرامگاه او آنجا قرار دارد

هاتف اصفهانی : شاعر نامدار قرن 12 هجری - استاد پارسی گوی ایران زمین

یحیی بن ابی منصور : ( مرگ در 831 م / 216 ه ) از نژاد ایرانی که در بغداد بر آمد ستاره شناس و مؤلف زیج، نوه اش هارون بن علی هم ستاره شناس و مؤلف زیج بود

یعغوب بن طارق :  (مرگ در 796 م / 180 ه )از نژاد ایرانی ستاره شناس

یعقوب لیث : یکی دیگر از قیام کنندگان بر علیه حکومت اعراب در ایران که گامهای اساسی در جهت بر اندازی تازیان در ایران برداشت وی نمونه دیگری از وطن پرستی ایرانیان در برابر هجوم بیگانگان به کشور شان بود . او پسر لیث رویگر بود . بواسطه کفایت و جوانمردی و دلیری از رویگری و عیاری به امارت سیستان رسید . سپس هرات و کرمان و شیراز و خراسان را گرفت و در جهت پاکسازی ایران از دست اعراب گام برداشت . وی بر ضد معتمد خلیفه کشتارگر عباسی قیام کرد و برای نابود ساختن حکومت عرب - جوانمردانه جنگید . سپس قصد حمله به بغداد را کرد و در صدد آمد که خلیفه ننگین عرب را بکشد لیکن عمرش کفاف نداد و در اثر بیماری در سال 265 هجری قمری در گندی شاپور یا جندی شاپور امروی خوزستان درگذشت
یقبوب بن محمد رازی : ابن ندیم وی رااز مهندسان و محاسبان دانسته است

**********************

برخی دیگر از زنان و مردان دانشمند معاصر ایرانی در جهان امروز

ارد بزرگ : اندیشمند و متفکر ایرانی که نظریه قاره کهن او شهرتی شگفت انگیز یافته است او به صراحت از تبانی شرق و غرب برای بلعیدن حوزه فرهنگی مرکز جهان ( که ایران در قلب آنست) یاد کرده است نظریه او مبتنی بر سخن فردوسی است که می گوید سلم و تور دو فرزند فریدون که یکی بر غرب و دیگری بر شرق جهان حکومت می نمودند برای تصاحب این سرزمین ایرج حاکم منطقه قاره کهن (نامیست که ارد بزرگ بر منطقه ای از کشمیر تا مدیترانه نهاده است ) را می کشند . و او می گوید قاره کهن امروز توسط آسیا و اروپا بلعیده شده است . و چین با شروع بحث جاده ابریشم بدنبال افکار استعماری است حال آنکه این جاده ، جاده انتشار فرهنگ غنی ایران به شرق بوده است و نمونه آن افکار میترایزم و شاهنامه فردوسی است که هر دو را با جعل اسامی از آن خود می دانند . نظریه دیگر او کهکشان بزرگ اندیشه نام دارد که دقیقا نقطه عکس نظریه دهکده کوچک جهانی است او با دلایل مستدل ثابت می کند جهان رو به انفجار اندیشه های گوناگون است و پیش بینی می نماید بزودی تعداد سایت های اینترنتی به چندین برابر جمعیت کره زمین برسند .

پروفسور محمد نبی نعمتی : رییس بخش جراحی مغز و اعصاب دانشگاه «بن» آلمان و استاد دانشگاه ، تکنیک ابداعی این جراح برجسته ایرانی که برای نخستین بار در جهان با موفقیت بر روی چند بیمار به کار رفته است، می‌تواند مشکلات موجود در دفع ادرار و روابط جنسی این گروه از بیماران را تا حد زیادی برطرف کرده و به این ترتیب کیفیت زندگی جانبازان و معلولان قطع نخاع را به نحو قابل توجهی ارتقاء بخشد . پروفسور نعمتی، جراح سرشناس مغز و اعصاب و ستون فقرات که در حال حاضر ریاست بخش جراحی بیمارستان آموزشی دانشگاه بن آلمان را بر عهده دارد، برای نخستین بار در دنیا موفق به جاگذاری دیسک مصنوعی کمر در ستون فقرات شده است.

لی لی افشار : نوازنده گیتار و دارنده کرسی پرفسوری خود را در دانشگاه ممفیس

فرح کریمی : عضو پارلمان هلند

خانم کریستین امانپور : ریاست یکی از بخشهای بزرگ خبرگزاری س ان ان

مریم کامکار : مدیر موئسسه نرم افزاری سوئد

مینو تیزابی : مینو تیزابی که چهارده سال سن دارد در آلمان موفق شده است تحصیلات متوسطه (دیپلم) را با معدل 1.0 که بالاترین نمره ممکن در آلمان است به پایان برساند.تا کنون هیچ دانش آموزی در این سن و با این معدل موفق به دریافت دیپلم تحصیلات متوسطه در آلمان نشده است. مینو معتقد است از داشن آموزان دیگر باهوشتر نیست ولی همه معلمان و مسئولین مدرسه ای که او در آنجا دوره دیپلم اش را گذرانده است مینو را یک نابغه می دانند.

پرفسور مجید سمیعی : رئیس انجمن جراحان مغز جهان

پریسا طاهری : تک نوازنده توانای ویلون در اتریش با ۲۵ سال سن

پرفسور لطفی زاده : استاد دانشگاه آمریکا – پدر منطق فازی – کامپیوتر هوشمند – بنیانگذار نسل سوم کامپیوتر در جهان

محمد شعبانی : رئیس شرکت اطلاعات سیسکو در سن هفده سالگی

فرهنگ فلاح : فوق لیسانس فیزیک در سن سیزده سالگی

ایمان ضیابری : مسلط به چهار زبان مهم دنیا – جوانترین خبرنگار فارسی در جهان

رضا کهلولی : برترین مخترع جهان در سال 2005 در سن هقده سالگی

علیرضا خسروی : هفده ساله کاشف پمپ قلب مصنوعی

دکتر نادر نجفی : مخترع سنجشگر فشار خون به اندازه دانه برنج

دکتر نصرت الله نزاکت گو : پیوند کبد از زنده به زنده از مادر به فرزند برای نخستین بار در خاورمیانه

پرفسور مجید سمیعی : رئیس جراحان مغز جهان در آلمان

محمد رضا شجریان : بزرگترین خواننده موسیقی سنتی حال حاضر ایران

پرفسور محمد جمشیدی : مدیر برنامه های داخلی ایستگاه فضایی ناسا

دکتر فیروز نادری : مدیر برنامه اجرایی سیاره مریخ در ایستگاه فضایی ناسا

پییر امیدیار : موئسس و رئیس شرکت EB از بنیانگذران تجارت الکترونیک جهان

فریار شیرزاد : معاون وزرات بازرگانی امریکا- دستیار ریاست جمهوری امریکا

پرفسور علی جوان : بنیانگذار لیزر گاز- دارنده مدال استوارت- جان هرتز – فردریک آیوز

پرفسور حمید مولانا : استاد روابط بین الملل دانشگاه آمریکن

بهرام مهذبی : مدیر شرکت مایکروسافت در سال 2000 دبی

هوشنگ سیحون : بزرگترین معمار حال حاضر ایران

قاسم اسرار : عضو هیات مدیره ایستگاه فضایی ناسا

بیژن پاک زاد : یکی از بزرگترین سازندگان عطر و طراحی لباس در جهان

نادر مدانلو : رئیس نخستین شرکت خصوصی پرتاب ماهواره در امریکا

صبا ولد خانی : برنده جایزه جوانترین کاشف جهان

شیرین عبادی : برنده جایزه صلح نوبل

انوشه انصاری : رئیس موئسسه تکنولوژی شرکت مشهور تل کام و نخستین زن مسلمان و ایرانی جهان که به فضا سفر کرده است

کتیا فلک شاهی : مدیر شرکت مشهورNEA

حمید عظیمی : عضو ارشد شرکت اینتل در امریکا

آزاده تبارزاده : دانشمند ایستگاه فضایی ناسا

آزیتا ولی نیا : استاد فیزیک دانشگاه امریکا – عضو پژوهشگران ناسا

ماریا خرسند : رئیس شرکت اریکسون

فریبرز رییس دانا : اقتصاد دان و مشاور بین المللی

فرزاد دانشمند : گیتاریست برجسته و اولین کسی است که آموزش گیتار را در ایران آکادمیک نمود

پرفسور بیژن داوری : معاون ارشد شرکت مشهور IBM

حسین اسلامبلچی : رئیس شرکت مخابرات امریکا – IT & t

  http://chehrehaimandegar.blogfa.com/
 
سه شنبه 13 آذر ماه سال 1386
واکنش‌های متفاوت مسلمانان به دعوت پاپ

رهبران مسلمان اروپایی و علمای الازهر اول دسامبر (10 آذر ماه) از پاسخ واتیکان به ابتکار عمل مسلمانان برای گفت و گو استقبال کردند، اما اتحادیه بین‌المللی علمای مسلمان تأکید کرد تنها در صورت عذرخواهی رسمی‌پاپ با واتیکان وارد گفت و گو می‌شود.

به گزارش مهر به نقل از اسلام آنلاین، محمد البشاری دبیر کل کنفرانس اسلامی‌اروپایی گفت: ما از پاسخ مثبت پاپ به نامه مسلمانان استقبال می‌کنیم. پاپ بندیکت شانزدهم روز پنجشنبه 8 آذر ماه علما و متفکران مسلمان را به دیداری در واتیکان برای گفت و گو دعوت کرد. پاسخ واتیکان درست 2 ماه پس از ارسال نامه 138 نفر از علما و متفکران مسلمان از سراسر دنیا به رهبران و روحانیون برجسته مسیحی از جمله پاپ صورت گرفت تا گفت و گو براساس ضرورت‌های مشترک اسلام و مسیحیت توسعه یابد. بشاری که یکی از امضا کنندگان نامه 29 صفحه‌ای «کلمه مشترک میان ما شما» بود گفت: هر گفت و گویی با واتیکان باید بدون شرط و بدون دستورالعمل از پیش برنامه ریزی شده صورت پذیرد. بشاری گفت دیدار واتیکان از آن دسته دیدارهایی نیست که تنها جهت عکس یادگاری برگزار شود بلکه ما به
گفت و گوهای جدی میان دو نظام نیازمند هستیم. فیصل مولوی، نایب رئیس شورای اروپایی فتوا و تحقیق گفت: گفت و گو به رفع شکاف میان دو طرف کمک می‌کند ما امیدواریم ابتکار عمل مسلمانان و پاسخ مثبت واتیکان بتواند گام نادرست پاپ را کمرنگ‌تر جلوه دهد. استفاده از عبارت گام نادرست توسط این فعال مسلمان به سخنرانی مناقشه برانگیزی اشاره دارد که سال گذشته توسط پاپ در دانشگاه رگنزبرگ، آلمان ایراد شد و خشم مسلمانان جهان را به دنبال داشت. وی افزود: ابتکار عمل مسلمانان نشان می‌دهد که اسلام دینی دوستدار صلح است و مسلمانان از خشونت و واکنش‌های بدون تفکر پرهیز می‌کنند. تامیل بریزه رئیس شورای اسلامی ‌فرانسه و اتحادیه سازمان‌های اسلامی‌ فرانسه گفت: مسلمانان اروپا به شدت به چنین گفت و گویی نیاز دارند. ما در قلب اروپای مسیحی زندگی می‌کنیم و این گفت و گو می‌تواند برای مسلمانان اروپایی در عرصه‌های اجتماعی، سیاسی و امنیتی مؤثر باشد. علمای الازهر به رغم آنکه از دعوت واتیکان به گفت و گو استقبال کردند اما درباره محل گفت و گو چندان رضایت نداشتند. عبدالمواتی بادویومی ‌عضو آکادمی ‌تحقیق اسلامی‌الازهر گفت: البته ما از گفت و گو استقبال می‌کنیم اما این گفت و گوها باید در یک کشور اسلامی‌صورت گیرد، نه واتیکان. وی افزود: پادشاه عربستان اخیراً به دیدار پاپ در واتیکان رفت و واتیکان باید این بازدید را پاسخ دهد . اکنون نوبت پاپ است که دیداری با علمای مسلمان در پایتخت یک کشور اسلامی‌صورت دهد. مصطفی الشاکا از دیگر اعضای این آکادمی‌که بازوی اجرای الازهر محسوب می‌شود اظهار داشت این گفت و گو باید خارج از واتیکان صورت پذیرد. شیخ محمد عاشورعضو کمیته گفت و گوی بین ادیان الازهر خواستار برگزاری گفت و گو در محلی غیر از واتیکان شد چرا که سخنرانی پاپ به شدت به حساسیت‌های مسلمانان اهانت کرد و انعکاس کلمات پاپ هنوز هم در جهان اسلام به گوش می‌رسد. این در شرایطی است که اتحادیه بین‌المللی علمای مسلمان مصرانه خواستار عذرخواهی رسمی‌از پاپ برای سخنرانی خود شد که این عذرخواهی پیش از رویارویی با پاپ باید صورت پذیرد. محمد سالم العوا دبیر کل اتحادیه بین‌المللی علمای مسلمان گفت: تا زمانی که پاپ از اظهاراتی که درباره قرآن و پیامبر اسلام(ص) ایراد کرد بازنگردد هیچ گفت و گویی نباید با واتیکان صورت گیرد. موضع‌گیری اتحادیه بین‌المللی علمای مسلمان آخرین واکنش به توهین پاپ است. العوا گفت: ما با افرادی که به دین، پیامبر و کتاب آسمانی ما توهین کنند گفت و گو نخواهیم کرد، بلکه آنها را تحریم می‌کنیم. العوا تأکید کرد اتحادیه بین‌المللی علمای مسلمان آماده گفت و گو با تمام مسیحیانی است که نماینده واتیکان نیستند. ما آماده‌ایم با برادران کاتولیک خود در کشورهای اسلامی ‌و تمام مسیحیان به جز واتیکان گفت و گو کنیم. اتحادیه بین‌المللی علمای مسلمان واتیکان را به علت امتناع پاپ از عذرخواهی برای سخنرانی خود تحریم کرده است.

سه شنبه 13 آذر ماه سال 1386
همبستگی علم و اخلاق و هنر از دید دیوئ

مهر: دیوئی معتقد است که تفکر گونه‌ای هنر است. تعداد قضیه‌های بیان کننده دانش به گستردگی آثار هنری و سمفونی‌ها هستند. به نظر وی شیوه علمی هنر شکل‌دهی به دریافت‌های درست است.

در جامعه ما، به این جهت که علم مسیری صنعتی را در پیش می‌گیرد، محدود به طبقه خاصی از اجتماع است و فرآیندی ناخوشایند و مکانیکی در پیش‌رو دارد و به مثابه هنر به آن نگریسته نمی‌شود. این مساله با این دیدگاه همبسته می‌شود که نقد‌گرایی بیان سختگیرانه‌ای از ذائقه شخصی است. دیوئی معتقد است که این دوگانگی باید از میان برداشته شود و نیازمند داوری دقیق تری است.
دیوئی این دیدگاه را که هنر تنها وسیله‌ای برای بیان احساسات است نمی‌پذیرد. البته این بدان معنا نیست که او احساسات را کاملا بی ربط به هنر می‌بیند. احساس با عینیت‌ها برانگیخته می‌شود و در پی پاسخ دادن به موقعیت‌های عینی بر می‌آید و منشأ خلق هنری پاسخ احساسی به یک موقعیت است. بر خلاف کلایو بل، او معتقد است که تنها فرم
معنا دار می‌تواند به فرم هایی ارجاع دهد که برگرفته از موضوعات معنایی در زندگی روزمره باشند. هنر این فرم‌های اولیه را خلق نمی‌کند و در نهایت ما از ساختار این فرم‌ها به لذت می‌رسیم. دیوئی مخالف فرم گرایی نبود و اعتقاد داشت آثار فرم گرا در عین اینکه می‌توانند سختگیرانه و بی‌محتوا باشند، ممکن است با آموزش دادن دریافت ما، جهان فرا سوی ما را گسترش دهند.
دیوئی در آخرین بخش کتاب «تجربه و طبیعت» با عنوان وجود، ارزش و نقد‌گرایی «نظریه نقد‌گرایی» خود را گسترش می‌دهد. در آنجا علیه قرار دادن ارزش‌ها در حوزه‌ای مجزا از طبیعت و درک طبیعت در قالب واژگانی مکانیکی استدلال می‌آورد. در عوض برگشت به مفاهیم یونانی توانمند و همچنین بر وجود فعلیت توصیه می‌کند، البته در این میان تمایلی به کمال گرایی یونانی از خود نشان نمی‌دهد.
او معتقد است نظریه انتقاد گرانه یونانی که بر تمایزگذاری بین خیرها تاکید دارد باید گسترش پیدا کند. به اعتقاد او این نظریه محدود به هنرها نیست. نقدگرایی در اعتقادات مذهبی و اخلاقی نیز حضور دارد. او می‌پندارد که فلسفه شکلی از نقدگرایی است، در واقع فلسفه نقد‌گرایی در نقد‌گرایی است. همین که انسان از ارزش‌ها صحبت می‌کند و آنها را تعریف می‌کند به نقد‌گرایی مشغول شده است. نقد‌گرایی نیازمند پژوهش در شرایط و عواقب عینیت ارزش یابی شده است. بالا بردن دریافت و مهیا کردن فضای ارزیابی از دیگر الزامات آن محسوب می‌شوند و نهایتا با آشکار سازی معانی جدید تکمیل می‌شود.
دیوئی تاکید داشت که نقد یک نوشته رسمی نیست. به نظر او نقد در هر لحظه از تجربه ما در زندگی اتفاق می‌افتد. فلسفه نشان می‌دهد که تفاوتی در اصول اولیه علم، اخلاق و ارزیابی زیبایی شناختی نیست. در واقع هر کدام عبور از خیرهای طبیعی به خیرهای در دسترس محسوب می‌شوند.
دیوئی این ایده را که ارزش ها، از جمله ارزش‌های زیبایی شناختی، مسائل شخصی‌ای هستند رد می‌کند. بر اساس این ایده، به این سبب که پدیده زیبایی شناختی از سایر جنبه‌های زندگی مجزاست، اتفاق نظری در مباحث زیبایی شناختی وجود ندارد. شاید بتوان برای داوری بین خیرها به استاندارد هایی متوسل شد اما این استاندارد‌ها بر اساس فرهنگ تعریف می‌شوند و این بدان معناست که صحبت کردن از حضور یک قوی تر بی معنا ست. آگاهی عمومی بر این باور است که خیرهایی وجود دارند، بر اساس این خیر‌ها اصولی شکل گرفته‌اند و بر پایه این اصول می‌توان به داوری دست زد. این باور تمایز قطعی بین دانش و زیبایی شناختی را نمی‌پذیرد و برای داوری قابل قبول نظامی تعریف می‌کند. نقد زیبایی شناختی فضا را برای انتخابی آگاهانه‌تر فراهم می‌کند و حتی شرایط و پیشامد‌های ممکن را آشکار می‌سازد، و به ما اجازه می‌دهد که به طریقی آگاهانه نظر خود را بیان کنیم. دیوئی در اواخر دهه 1930 دو رساله با نام‌های «تفکر کیفیتی» و «تفکر عاطفی» نوشت که در هر دو به فلسفه و تمدن پرداخته است و هر دو مقدمه بر گسترش نظریه زیبایی شناختی او در آینده شدند.
منبع: Stanford encyclopedia of philosophy

دوشنبه 12 شهریور ماه سال 1386
به یاد داشته باش که امروز طلوع دیگری ندارد . دانته

 

مهمترین چیز بعد از حل کردن یک مسئله یافتن اندکی طنز در آن است .  فرنک آکلارک


دو گوش داریم ویک زبان ، برای اینکه بیشتر بشنویم و کمتر بگوییم. دیوژن


سخن گفتن به موقع و سکوت نمودن به موقع نشانه عقل است. سقراط


دانش انسان را از بلاها حفظ می کند . غررالحکم و دررالکلم


برای ماندگاری ، رویایی جز پاکی روان نداشته باش . اُرد بزرگ


شاد ماندن به هنگامیکه انسان در گیرودار کارهای ملال آور و پر مسئولیت است ، هنر کوچکی نیست. نیچه


همه می‌خواهند بشریت را عوض کنند ، دریغا که هیچ کس در این اندیشه نیست که خود را عوض کند. تولستوی


چنین گفت رستم به اسفندیار   که کردار ماند ز ما یادگار . فردوسی خردمند


راز اندوختن خرد ، یکرنگی است و بخشش . اُرد بزرگ

مهم ترین نکته این است: در هر لحظه قادر باشیم آنچه را که هستیم به خاطر آنچه می توانیم بشویم قربانی کنیم . چارلز دیوبولیس


با مرگ هر دوست ... جزیی از وجود من نیز دفن میشود ... ولی سهم آنان در خوشیها و لذتهایم ، مرا وا میدارد تا در این دنیای فانی باقی بمانم . هلن کلر


فقط کارهای جسورانه به حساب می آیند . اسکاول شین

 
زندگی گره ای نیست که در جست و جوی گشودن آن باشیم. زندگی واقیتی است که باید آن را تجربه کرد . سورن کی یر کگارد


پرهیزگار باش که هرگز هیچ پرهیزگاری از درستی نمی میرد . غزالی طوسی


خودت را بشناس اما به آن مبال  . اُرد بزرگ


بدگمانی میان افکار انسان مانند خفاش در میان پرندگان است که همیشه در سپیده‌دم یا هنگام غروب که نور و ظلمت بهم آمیخته است بال‌فشانی می‌کند . فرانسیس بیکن


روح و روان  و دل جهان روشن است و زمین را بی دریغ روشن می سازد خورشید از خاور برخاسته بسوی باختر که مسیری درست و بی نظیر است ای آنکه همچون آفتاب لبریز از نور و خردی تو را چه شده است که بر من نمی تابی ؟!! . فردوسی خردمند


آموزش را در خانواده و دانش را در جامعه می آموزند و بینش را در تفکرات تنهایی . فردریش نیچه


آدمی که پول ندارد مانند کمانی است که تیر ندارد . فوللر


انسان ها به نسبت هر ظرفیتی که برای کسب تجربه دارند عاقلند نه به نسبت تجاربی که اندوخته اند . برنارد شاو


انسان ها مانند خطوط انگشتان هیچ کدام به هم شبیه نیستند ادیسون


اگر دیگران را با زیباترین منشها و صفات بخوانیم چیزی از ارزش ما نمی کاهد بلکه او را دلگرم ساخته ایم  آنگونه باشد که ما می گویم .   اُرد بزرگ


مردآن است که هر بار او را بیازمایند زودجوش بی غش تر از پیش ار بوته ی آزمون بیرون آید . رومن رولان


مرد اصیل اگر ذلیل بشود رذیل نمی شود . رومن رولان


مردان بزرگ همچون کوه اند که هر چه از آن ها دورتر می شویم عظمت آن ها بیشتر آشکار می گردد . لرد جوی


مردان بلند نام و با افتخار هرگز نمی میرند زیرا که گوهرشان قلوب نسل های آینده است . توسیدید


مردان شجاع فرصت می آفرینند ترسوها و ضعفا منتظر فرصت می نشینند . گوته


آدمهای آرمانگرا هنگامیکه به نادرست بودن آرزویی پی می برند بر ادامه آن پافشاری نمی کنند .  اُرد بزرگ


مرد خشمگین پر از زهر است و زندگی را زهرآگین می کند . کنفوسیوس


مرد عاقل کسی است که کم گوید و زیاد شنود . سقراط


مرد کامل آن است که دشمنان از او در امان زیست کنند نه آن که دوستان از او هراسان باشند . سقراط


علم از خطا مبراست و لکن علما همواره خطا می کنند. آناتول فرانس


علم بدون تکامل اخلاقی خطرناک و نابود کننده است . هالی تربون


اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد کمتر دچار گسست می شوند . اُرد بزرگ


خوشبختی یعنی هماهنگی با حوادث روزگار . فلوبر


داشتن پشتکار ، تفاوت ظریف بین شکست و کامیابی است. سارنف


وقتی آنچه داریم می بخشیم ، آنچه نیازمند آنیم دریافت خواهیم کرد. لاوس


عاقل آنچه را که می داند ، نمی گوید ؛ ولی آنچه را که می گوید ، می داند. ارسطو


سخن بدون پشتوانه ، یعنی گزاف گویی . اُرد بزرگ


باید از بدی کردن بیشتر بترسیم تا بدی دیدن.  ابوالعلا


بسیاری از افراد خوب موفقیت را می بینند. برای من موفقیت با تکرار خطا و درون بینی آن بدست می آید. در حقیقت موفقیت حاصل یک درصد کار است که خود از 99 در صد خطا حاصل شده است. سوشیرو هوندا


در غرب دلبستگی ما به موفقیت باعث سست شدن ما در خطر کردن می شود. آنجه از این خطر کردن می آموزیم به آن موفقیت می ارزد. و این ترس از شکست است که تعیین می کند که بیاموزیم یا نه؟ . پارکر پالمر


اشتباه فرصتی است که هوشمندتر باشیم.  هنری فورد


هر چه شما را نمی کشد شما را قوی تر می کند.  مارلون براندو


هنگامه شادمانه سرودن  و بنواختن ، چه زود گذر و کوتاه است . اُرد بزرگ


همة چیزی که در این زندگی لازم دارید بی خبری و اعتماد به نفس است و موفقیت حتمی است. مارک تواین


موفقیت توانایی رفتن از شکستی به شکست دیگر بدون از دست دادن شور و حرارت است. وینستون چرچیل


زنان به خوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ کنند ولی به یکدیگر می گویند تا در حفظ آن شریک باشند. داستایوفسکی


خدا ازادیرا بکسانی که در جستجوی آن هستند می دهد. وبستر


ما چقدر دیر متوجه می شویم که زندگی وحیات یعنی همان دقایقو ساعاتی که با کمال شتابزدگی و بی رحمی انتظار گذشتن آنرا داشته ایم. دیل کارنگی


ستایش ، هنگام نو رُستن را .  اُرد بزرگ


نیایش ها همان گونه پاسخ می یابند که پرسیده شده اند . رام تیرت


اگر به دنبال بهبود روابطتان هستید، باید بدانید که انتظار یاری از طرف دیگر ارتباط ، بیهوده است. بهبود باید از شما نشأت گیرد ؛ شما می توانید با برقراری ارتباط با همه ویژگی هایی که در وجودتان هست حرکت را آغاز کنید. احساس در ماندگی ناشی از آن است که بین خود و خدا فاصله حس می کنید. به یاد آوردن این نکته که ما همگی یکی هستیم، در حقیقت به منزله بیدار کردن خداوند درونمان است. دبی فورد


درختان بارور خم می شوند و مردان بزرگ متواضع میگردند، اما شاخه های خشک و مردم نادان می شکنند وخم نمی شوند. ضرب المثل سانسکریت


زندگی به تناسب شهامت آدمی گسترش یا فروکش می‌یابد. آنین نین


برای کشتی‌ای که عازم هیچ بندری نیست، باد موافق معنا ندارد. میشل دومنتی


موانع چیزهای وحشتناکی هستند که هرگاه شما چشم‌هایتان را از هدف دور نگاه می‌‌دارید، آن‌ها را می‌بینید.هامیلتون مابی

نرمدلی و نرمش منش آدمی است و سنگدلی و سختسری منش اهریمن.  اُرد بزرگ


به یاد داشته باش که امروز طلوع دیگری ندارد . دانته


حتی آنگاه که بدون امید زندگی می کنیم هم آرزوهایی داریم . دانته

جمعه 28 بهمن ماه سال 1384
راه آشتی را کسی باید بیابد که خود سبب جدایی شده است .  اُرد بزرگ


بهشت نیز در تنهایی دیدنی نیست . دانته


چیزی عوض نمی شود ماییم که دگرگون می شویم . هنری دیوید تورو


مهم نیست اگر زمین بخورید ، مهم دوباره برخاستن است . وینسنت لمباردی


با زبان خوش و ملاطفت ، می توانید فیلی را با یک تار مو به دنبال خود بکشانید . امثال الحکم


آنانکه تیشه به ریشه بزرگان و ریش سفیدان می زنند خود و فرزندانشان را بی پناه خواهند ساخت . اُرد بزرگ


هیچ وقت به گمان اینکه وقت دارید ننشینید ، زیرا در عمل خواهید دید که همیشه وقت کم و کوتاه است . فرانکلین

 

هرچه اکنون هستیم محصول افکاری است که سابقا داشته ایم و حالا داریم .پاستور


جوانی نیز مانند پاک ترین و بهترین عشقها سرانجامی ندارد . گوت


هرچه بیشتر انسان ها را می شناسم، سگ ها را بیشتر ستایش می کنم . ایوان شفر


انقلاب ستمدیدگان را آزاد نمی کند تنها استثمارگران را عوض می کند. برنارد شاو


برای آنکه روانت را بپروری ، ابتدا با خود یکی شو . اُرد بزرگ


جامعه مثل آب نمک است شنا کردن در آن بد نیست اما بلعش وحشتناک است . سایمن استرانسکی


آن چه امروز شما راست یک روز به دیگری سپرده می شود . جبران خلیل جبران


جایی که راه نیست خداوند راه می گشاید . اسکاول شین


تمام موفقیت های عظیم بر پایه شکیت بنا شده اند . اسکاول شین


خداوند راهها و چاههایی دارد که تو را حیران خواهد کرد . اسکاول شین


چیزی به تفحه نمی دهد عشق ؛ مگر خویش را ؛ نمی ستاید ؛ مگر خویشتن را . جبران خلیل


اگر در مورد شما بد گفتند سکوت کنید . جبران خلیل جبران


نگاه زمینیان ،  تهی است از انوار آسمانیان . ارد بزرگ


حقیقت را دوست بدار ولی اشتباه را عفو کن.  ولتر


حقیقت را با بی طرفی مطلق و با روحی آزاد از هرگونه تعصب جستجو کنید.  دکارت


قلب معزور و خودخواه هرگز نمی تواند از سرگیجه و بی حوصلگی بگریزد.  گوته


کسی که بر دیگران حکومت می کند باید نخست حاکم بر خود باشد.  فیلیپ ماسینجر


خطا اگر ندانسته انجام شود اشتباه است و اگر دانسته، تبهکاری است. برتولت برشت


پیوند پاک ، پیوندی ابدی است . اُرد بزرگ


حیله و خیانت اغلب از اشخاص ناتوان سر می زند. لارش فوکو


تعلیم به نادان همان قدر بی ثمر است که بخواهیم با صابون ذغال را سفید کنیم. کیتز


مسأله اصلی در دعا این نیست که برای خواسته‌هایمان از خدا جواب بگیریم بلکه هدف دعا این است که به‌شکل کامل با خدا یکی شویم‌. اسوالد چمبرز


چه شکاف عظیمی بین شناختن خدا و محبت نسبت به او وجود دارد. پاسکال‌


از گناه نفرت داشته باش نه از گناهکار . گاندی


هیچ گلی عطر ،رنگ وزیبایی مادر را ندارد.  همینگوی


بر بالای در علم نوشته شده است که باید ایمان داشته باشی. ماکس پلانک


قانون حذف گزینه ها می گوید : انجام یک کار مستلزم صرف نظر از انجام کارهای دیگری است . برایان تریسی


برای فعالیت های خود اولویت و ممنوعیت تعیین کنید . چه فعالیت هایی را باید رها کنید تا بتوانید برای کارهایی که حقیقتا مهم هستند جای بیشتری باز کنید ؟ . برایان تریسی
      

قانون حد توانایی می گوید : همیشه برای انجام ضروری ترین کارها وقت کافی و جود دارد  . برایان تریسی


انسان برای بر خورداری از شادی باید خودش را باور کند. توماس پاین


راه آشتی را کسی باید بیابد که خود سبب جدایی شده است .  اُرد بزرگ


هفت بار روح خویش را تحقیر کردم:
نخستین بار هنگامی بود که برای رسیدن به بلندمرتبگی، خود را فروتن نشان می‌داد.
دومین بار آن هنگام که در مقابل فلجها می‌لنگید.
سومین بار آن زمان که در انتخاب خویش بین آسان و سخت، آسان را برگزید.
چهارمین بار وقتی که مرتکب گناهی شد و به خویشتن تسلی داد که دیگران هم گناه می‌کنند.
پنجمین بار آنگاه که به علت ضعف و ناتوانی از کاری سر باز زدو صبر را حمل بر قدرت و توانایی‌اش دانست.
ششمین باز زمانی که چهره‌ای زشت را تحقیر کرد در حالی که نمی‌دانست آن چهره یکی از نقابهای خویش است.
و هفتمین بار وقتی که زبان به مدح و ستایش گشود و انگاشت که فضیلت است.»
«شاید کسی را که با او خندیده‌ای فراموش کنی، اما هرگز کسی را که با او گریسته‌ای از یاد نخواهی برد.» . جبران خلیلی جبران


همه عشق بورز، به تعداد کمی اعتماد کن، و به هیچکس بدی نکن. شکسپیر


چنان باش که بتوانی به هر کس بگوئی مثل من رفتار کن. کانت


برای پیشرفت و پیروزی سه چیز لازم است اول پشتکار دوم پشتکار، سوم پشتکار. لردآدیبوری

 

سخنان بزرگترین روانشناسان ، جامعه شناسان ، هنرمندان ، دانشمندان و اهل 

سیاست در باره موفقیت